رفتن به مطلب
بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید

حسین138

کاربر قدیمی
  • تعداد ارسال ها

    7119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    185

تمامی مطالب نوشته شده توسط حسین138

  1. حسین138

    گذر عمر -_-

    خوش نشين بر لب آبی که روان ميگذرد تا که احساس کنی عمر چنان ميگذرد از صدای گذر آب چنان می فهمی تندتر از آب روان عمر گران ميگذرد زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست
  2. حسین138

    آدم برفي هاي خوشمزه

    همین چیزا هست وگرنه نمیگذره
  3. برات پست کنم،باغ داریم
  4. حسین138

    حسین 138

    مفصله...
  5. حسین138

    حسین 138

    شب ها من از خستگی خوابم نمی بره مردم دیگه از غصه من (حسین 138)
  6. حسین138

    12 گیتار متصل -_-

    یکی از عجیب‌ترین ادوات موسیقی را می توان در دست های هنرمند ژاپنی به نام "یوشیهیکو ساتوه" دید. او با متصل کردن 12 گیتار به یکدیگر توانست یکی از عجیبترین ساز دنیای را تولید کند @Re
      • 1
      • Like
  7. حسین138

    حضرت دوست -_-

    سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت چرا که حال نکو در قفای فال نکوست نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است که داغدار ازل همچو لاله خودروست
      • 1
      • Like
  8. حسین138

    پله -_-

    همیشه که نباید همه چیز ، خوب باشد ! در دلِ مشکلات است که آدم ، ساخته می شود . گاهی همین سختی ها و مشکلات ؛ پله ای می شوند به سمتِ بزرگترین موفقیت ها . در مواقعِ سختی ، نا امید نباش . برایِ آرزوهایت بجنگ . و محکم تر از قبل ، ادامه بده ... چه بسیارند ؛ جاده های همواری ، که به مرداب ختم می شوند ، و چه بسیارتر ؛ جاده های ناهموار و صعب العبوری ؛ که به زیباترین باغ ها می رسند . تسلیم نشو ... ! شاید پله ی بعد ؛ ایستگاهِ خوشبختی ات باشد
  9. حسین138

    گاو -_-

    گاو مرا شناخته بود ولی من او را نشناختم ✍شخصی تعریف می‌کرد؛ وقتی از نماز جماعت صبح برمی‌گشتم جماعتی را دیدم که به زور قصد سوار کردن گاو نری را در ماشین داشتند. گاو مقاومت می‌کرد و حاضر نبود سوار ماشین شود، من رفتم دستی به پیشانی گاو کشیدم؛ گاو مطیع شد و سوار شد. من مغرور شدم و پیش خود گفتم: این از برکت نماز صبح است. وقتی به خانه رسیدم دیدم مادرم گریه و زاری می‌کند، علت را که جویا شدم گفت: گاومان را دزدیدند.
      • 1
      • Like
  10. حسین138

    سعدی -_-

    خدا برات خوش بخواد
  11. حسین138

    آدم برفي هاي خوشمزه

    بله درسته مزاح بود فقط
  12. حسین138

    ماهی سلمون تازه

    اقا کلا ماهی تازه که میگن وجود نداره خخخخ،چون حداقل دو روز طول میکشه تا بیاد بازار، البته شیراز اگه دور تر هم باشی ک ذیگه بدتر
  13. انار باعث پوسیدگی هم میشه
  14. حسین138

    سعدی -_-

    تا کی ای جان اثر وصل تو نتوان دیدن که ندارد دل من طاقت هجران دیدن بر سر کوی تو گر خوی تو این خواهد بود دل نهادم به جفاهای فراوان دیدن عقل بی خویشتن از عشق تو دیدن تا چند خویشتن بی‌دل و دل بی سر و سامان دیدن تن به زیر قدمت خاک توان کرد ولیک گرد بر گوشه نعلین تو نتوان دیدن هر شبم زلف سیاه تو نمایند به خواب تا چه آید به من از خواب پریشان دیدن با وجود رخ و بالای تو کوته نظریست در گلستان شدن و سرو خرامان دیدن گر بر این چاه زنخدان تو ره بردی خضر بی نیاز آمدی از چشمه حیوان دیدن هر دل سوخته کاندر خم زلف تو فتاد گوی از آن به نتوان در خم چوگان دیدن آن چه از نرگس مخمور تو در چشم منست برنخیزد به گل و لاله و ریحان دیدن سعدیا حسرت بیهوده مخور دانی چیست چاره کار تو جان دادن و جانان دیدن
  15. حسین138

    کوزه عسل -_-

    حکایت کوزه عسل ملانصرالدین و قاضی ملانصر الدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد . ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی کردند . چند روز گذشت قاضی به حیله ی ملانصرالدین پی برد یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده ملا به فرستاده قاضی جواب داد از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان و بگو اشتباه در سند نیست در کوزه‌ی عسل است !
  16. حسین138

    بدترین درد -_-

    از جوانی پرسیدند بدترین دردها چیست؟ گفت : درد دندان، و داشتن همسر بد. پیری این مطلب را شنید و گفت: دندان را میتوان کشید و همسر را میتوان طلاق داد؛ بدترین دردها درد چشم و داشتن فرزند بد است! نه چشم را میتوان جدا کرد و نه نسبت فرزند را میتوان منکر شد... سعی کنید همیشه وجودتان باعث افتخار پدر و مادرتان باشد... ‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‎‌
  17. حسین138

    یا الرزاق -_-

    وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ و از جايى كه حسابش را نمى كند به او روزى مى رساند کارِ خدا اینگونه است در تاریکترین شرایط به او توکل کنید. و خوردن هیچ چیز مثل خوردن غصه حرام نیست اگرما فهمیدیم که جهاندار ِعالم اوست دیگر چه غصه ای باید بخوریم #دکترقمشه_ای
      • 3
      • Like
      • Thanks
  18. حسین138

    چاوشی،،، صدای سازم -_-

    شرجی نزنه ب چشمات هرگز
  19. حسین138

    چاوشی،،، صدای سازم -_-

    مستقیم نگرفتم، خودتون دان کنید
  20. حسین138

    تجربه

    فکر کنم اگه یخ بزنه کیفتش از دستت بده، الان هم فصل برداشته
  21. حسین138

    آدم برفي هاي خوشمزه

    سلام صبح بخیر برفی نیست که گرجه ای هست
  22. حسین138

    🍁

    سلام داخل ی پست دیگه می تونید بگذارید
  23. منم هیچ اطلاعی ندارم
×
×
  • اضافه کردن...