بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
169 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
11
تمامی مطالب نوشته شده توسط رامین۴۳
-
سبک زندگی ما چگونه شکل میگیرد؟ سبک زندگی چیست و تحت تاثیر چه عواملی است؟ پیشتر سبکهای زندگی را معرفی کردیم، اکنون میخواهیم بدانیم که این سبک تحت تاثیر چه عواملی است. سبک زندگی هر فرد تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار دارد که در طول زندگی فرد، او را به سمت انتخابهای خاصی هدایت میکنند. برخی از این عوامل عبارتند از: خانواده و تربیت خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، نقش مهمی در شکلگیری سبک زندگی فرد ایفا میکند و به واسه والدین است که کودک در مییابد که سبک زندگی چیست. ارزشها، عادات و الگوهای رفتاری که در خانواده شکل میگیرند، بر نگرشها و رفتارهای فرد در آینده تأثیر مستقیم دارند و پایهگذار سبک زندگی او محسوب میشوند. محیط اجتماعی محیط اجتماعی و جامعهای که فرد در آن زندگی میکند نیز تأثیر بسیاری بر سبک زندگی دارد. باورها و ارزشهای جامعه، میتوانند روی عادات و رفتارهای فرد تأثیر بگذارند و انتخابهای روزمره او را شکل دهند و به آن جهت بدهند. فرهنگ و مذهب فرهنگ و مذهب به عنوان بخشی از هویت فرد، تأثیر عمدهای بر سبک زندگی او دارند. افراد غالباً ارزشها و باورهای فرهنگی و مذهبی خود را در زندگی روزمرهشان منعکس میکنند و این عوامل به تصمیمگیریها و رفتارهای آنان جهت میدهند. رسانهها و فناوری در دنیای امروز، رسانهها و شبکههای اجتماعی تأثیر زیادی بر سبک زندگی دارند. الگوهایی که رسانهها ارائه میکنند، به ویژه برای جوانان، بسیار الهامبخش است و میتواند بر انتخابها، ارزشها و رفتارهای آنها اثر بگذارد. خانواده، محیط اجتماعی، فرهنگ و مذهب از مهمترین عواملی هستند که نقش چشمگیری در شکلگیری سبک زندگی دارند. برای مثال، فردی که در خانوادهای با ارزشهای مثبت و حمایتکننده رشد کرده، احتمالاً سبک زندگی سالمتر و موفقتری را دنبال خواهد کرد. همچنین، استفاده از ابزارهای توسعه فردی مانند خرید دوره عزت نفس میتواند به ارتقای کیفیت سبک زندگی و ایجاد انتخابهای بهتر کمک کند. این عوامل در کنار هم مسیر زندگی فرد را شکل داده و اولویتها و نگرش او را مشخص میکنند.
-
- 2
-
-
-
- خانواده و تربیت،
- محیط اجتماعی
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
سبک زندگی فرهنگی سبک زندگی فرهنگی با پایبندی به ارزشها، اصول و باورهای فرهنگی خاص تعریف میشود. افراد با این سبک زندگی، به شدت به ریشههای فرهنگی خود متعهد هستند و تلاش میکنند که فرهنگ و سنتهای خود را در تمام جنبههای زندگیشان منعکس کنند. آنها معمولاً به آداب و رسوم فرهنگی، زبان، هنر و تاریخ خود علاقهمندند و سعی دارند این میراث را زنده نگه دارند و به نسلهای بعدی منتقل کنند. این سبک میتواند شامل مشارکت در جشنها و آیینهای محلی، یادگیری زبان و آداب سنتی و حمایت از محصولات و خدمات محلی باشد. افراد با سبک زندگی فرهنگی اغلب با حس قوی هویت فرهنگی زندگی میکنند و به ارزشها و باورهای خود افتخار میکنند.
-
- 1
-
-
سبک زندگی طبیعتگرا افرادی که به سبک زندگی طبیعتگرا علاقهمند هستند، به طبیعت و حفاظت از محیط زیست اهمیت زیادی میدهند. این سبک شامل نزدیک شدن به طبیعت، استفاده از منابع طبیعی و تلاش برای کاهش اثرات منفی بر محیط زیست است. افراد طبیعتگرا اغلب به دنبال محصولاتی هستند که با طبیعت سازگار باشند و سعی میکنند با کاهش مصرف انرژی و جلوگیری از تولید زباله، به حفظ محیط زیست کمک کنند. این سبک زندگی شامل فعالیتهایی مانند باغبانی، کمپینگ، پیادهروی در طبیعت و استفاده از مواد ارگانیک و محصولات دوستدار محیط زیست است. افراد با سبک زندگی طبیعتگرا اغلب به دنبال یافتن تعادل میان نیازهای شخصی و حفظ محیط زیست برای نسلهای آینده هستند.
-
- 1
-
-
سبک زندگی دیجیتالی اکنون میدانیم که سبک زندگی چیست و تعدادی از انواع آنها را هم بررسی کردیم. نوع دیگری از سبک زندگی، زندگی دیجیتالی است. سبک زندگی دیجیتالی به معنای استفاده گسترده و وابستگی بیشتر به فناوری و فضای مجازی است. افرادی که این سبک زندگی را دنبال میکنند، بیشتر وقت خود را به فعالیتهای آنلاین اختصاص میدهند و از ابزارهای دیجیتالی برای کار، ارتباطات اجتماعی و تفریح استفاده میکنند. این سبک با پیشرفت فناوری و گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی به محبوبیت بیشتری دست یافته است. این افراد از ابزارهای دیجیتال برای مدیریت زندگی روزانه خود بهره میبرند و ترجیح میدهند کارها را به صورت آنلاین انجام دهند. این سبک زندگی، امکان ارتباط با دیگران در سراسر جهان و دسترسی سریع به اطلاعات را فراهم میکند، اما ممکن است برخی از جنبههای اجتماعی و ارتباطات حضوری را کاهش دهد.
-
- 1
-
-
سبک زندگی مینیمالیستی سبک زندگی مینیمالیستی بر سادگی و کمینهگرایی تمرکز دارد و افراد را تشویق میکند تا زوائد غیرضروری را از زندگی خود حذف کنند و بر آنچه که برایشان ارزشمند است، تمرکز نمایند. این افراد به جای انباشتن وسایل و داراییها، به دنبال داشتن کیفیت زندگی و تجربههای معنادار هستند. مینیمالیستها به داراییهای خود با دقت بیشتری نگاه میکنند و ترجیح میدهند فقط وسایلی را داشته باشند که کاربردی و مورد نیاز است. مینیمالیسم به افراد کمک میکند تا از پیچیدگیهای روزمره دوری کنند و تمرکز خود را به ارزشهای اصلی و چیزهای مهمی که در زندگی دارند، اختصاص دهند. این سبک زندگی اغلب باعث ایجاد آرامش روانی و رضایت بیشتری در افراد میشود.
-
- 1
-
-
سبک زندگی لوکس سبک زندگی لوکس معمولاً با استفاده از امکانات تجملاتی و برتر تعریف میشود. افرادی که به این سبک علاقه دارند، توجه زیادی به کیفیت بالای محصولات و خدمات دارند و از تجربیات خاص و منحصر به فرد لذت میبرند. این سبک شامل استفاده از کالاها و خدمات با برندهای معتبر و شناختهشده، مسافرت به مقاصد خاص و لوکس، اقامت در هتلهای پنجستاره و حضور در رویدادهای سطح بالا است. این افراد به دنبال لذت بردن از زندگی با استفاده از بهترین امکانات ممکن هستند و زندگیشان اغلب شامل تجربههایی است که دسترسی به آنها برای عموم مردم دشوار است. زندگی لوکس میتواند بازتابدهنده موقعیت اجتماعی و مالی افراد باشد و به افزایش اعتماد به نفس آنها کمک کند.
-
- 1
-
-
سبک زندگی سالم افرادی که سبک زندگی سالم را دنبال میکنند، اهمیت ویژهای به سلامت جسم و روان خود میدهند. این سبک شامل انتخابهایی است که به حفظ و ارتقای سلامت کلی فرد کمک میکنند، از جمله تغذیه متعادل و غنی از مواد مغذی، ورزش منظم و فعالیتهای بدنی و مدیریت استرس. همچنین، خواب کافی و به موقع از دیگر عناصر اساسی این سبک است که به بهبود کارایی ذهنی و جسمی کمک میکند. افراد با سبک زندگی سالم تلاش میکنند تا از عادات مضر، مانند مصرف بیش از حد فستفود یا الکل، پرهیز کنند و رفتارهای سازندهای که به سلامتیشان کمک میکند را در زندگیشان بگنجانند. این سبک زندگی، با فراهم کردن یک پایه محکم برای برخورداری از جسم و روان سالم، زمینهساز افزایش انرژی، شادابی و بهرهوری بیشتر در زندگی فرد میشود.
-
- 1
-
-
سبک زندگی چیست؟ برای درک اینکه سبک زندگی چیست؟ ابتدا لازم است به تعریف آن بپردازیم. سبک زندگی مجموعهای از عادات، رفتارها و الگوهای فکری است که افراد در زندگی روزمره خود به کار میگیرند. این الگوها بر اساس عوامل مختلفی همچون فرهنگ، آموزش، محیط اجتماعی و تجارب فردی شکل میگیرند و بر نحوهی زندگی و تعامل افراد با دنیای اطراف تأثیر میگذارند. سبک زندگی بازتابی از شخصیت و باورهای فرد است و تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی دارد. این سبک میتواند شامل نحوه مدیریت زمان، برخورد با مسائل و چالشها، استفاده از منابع مالی و حتی نگرش به سلامت باشد.
-
لودویک زامنهوف ابداع زبان اسپرانتو
رامین۴۳ پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در زندگینامه مشاهیر و نویسندگان
لودویک لازاروس زامِنهوف (به لاتین: Ludovicus Lazarus (Lejzer) Zamenhof؛ به لهستانی: Ludwik Łazarz Zamenhof) (۱۵ دسامبر ۱۸۵۹ - ۱۴ آوریل ۱۹۱۷) پزشک لهستانی و آفرینندهٔ زبان بینالمللی اسپرانتو در سال ۱۸۸۷ است. این زبان متأثر از زبان آلمانی علیا با گویش ییدیش است. یونسکو سال ۱۹۸۶ را، به پاس خدمات زامنهوف به بشریت و به خاطر ابداع زبان اسپرانتو، سال «زامنهوف» اعلام کرد. روز اسپرانتو، که مهمترین روز در تقویم بزرگداشتهای زبان اسپرنتو است و با نامهای دیگری مانند روز زامنهوف، روز جهانی کتاب اسپرانتو، روز ادبیات اسپرانتو و روز بینالمللی فرهنگ اسپرانتو نیز به آن اشاره میشود، در واقع هر ساله در روز ۱۵ دسامبر، یعنی روز تولد زامنهوف، در سراسر جهان جشن گرفته میشود. زندگی لودویک لازاروس زامنهوف در ۱۵ دسامبر سال ۱۸۵۹ در شهر بیالیستوک در لهستان زاده شد. وی نخستین فرزند مارک و روزالیا زامنهوف بود که تا سال ۱۸۷۹ صاحب ۸ فرزند دیگر نیز شدند: چهار پسر دیگر و چهار دختر که بزرگترین آنها، سارا، در سن دهسالگی، در سال ۱۸۷۰ از دنیا رفت. زبان اسپرانتو لودویک لازاروس زامنهوف تنها کسی که زبان ابداعی او، پس از گذشت بیش از یک قرن، همچنان زنده و پویا مانده است و در سرتاسر جهان نهادها، گروهها، مجلات، کتابها، سایتهای اینترنتی و فرستندههای رادیوییِ فراوانی درگیر استفاده و توسعه دادن هرچه بیشتر آن هستند. در حالیکه بسیاری از زبانهای ملیِ جهان با وجود سابقهٔ چند هزار سالهٔ خود هنوز موفق به ارائهٔ نویسندهای نشدهاند که نامزد جایزهٔ ادبیِ نوبل گردد، زبان اسپرانتو موفق به کسب شدهاست. در سال ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ میلادی ویلیام الد، نویسندهٔ اسکاتلندی به پاس تألیف بیش از پنجاه کتاب به زبان عالَمگیری که زامنهوف خالق آن بود، نامزدِ دریافت جایزهٔ ادبی نوبل شد. از زمان انتشار زبان اسپرانتو، یعنی سال ۱۸۸۷ تا رخدادِ این واقعه، تنها ۱۱۲ سال گذشته بود. علل موفقیت زامنهوف و زبانش، تنها طراحی دقیق و متفکرانه اسپرانتو نبودهاست، بلکه دوراندیشیها و از خود گذشتگیهای زامنهوف نیز در اینباره، نقشی کلیدی بر عهده داشتهاست. پیدایش انگیزه از دوران کودکی و نوجوانی زامنهوف هنوز سیزده سال بیش نداشت که در میدان بزرگ شهرش، شاهد مشکلات ناشی از اختلاف زبانها و عوارض ناخواستهٔ آن شده بود. ساکنانِ این شهر چهار زبان مختلف داشتند: لهستانی، آلمانی، عبری و روسی. وی از همان زمان به فکر زبانی مشترک برای کل بشریت افتاد. از آنجا که در آن دوران، لهستان تحت سلطهٔ روسیهٔ تزاری قرار داشت، روسها از آموزش زبان لهستانی در مدارس جلوگیری میکردند. در سنین کودکی زامنهوف بود که انقلاب لهستان (۱۸۶۵–۱۸۶۳) بهدستِ قوای روسیه سرکوب شدهبود.[نیازمند منبع] نمایشنامهای که زامنهوف در سن دهسالگی نوشتهاست بهخوبی نشانگر تأثیر عمیقی است که او از محیط خود، شهر چهازبانهٔ بیالیستوک و داستانی که در تورات آمده، پذیرفتهاست. بنابر داستان برج بابل، بر روی تمامیِ زمین، یک زبان و یک طریقهٔ صحبت کردن وجود داشت و زمانی که گروهی خواستند برجی مرتفع بنا نهند که بلندای آن به آسمان برسد برای جلوگیری از این کار، در زبان ایشان اختلالی ایجاد گردید و چون دیگر قادر به ارتباط برقرار ساختن با یکدیگر نبودند، ساختن برج بابل نیز متوقف گشت. در حال حاضر نیز اصطلاح «برج بابل» برای جایی بهکار میرود که بهخاطر اختلاف زبانها، ایجاد ارتباط با اشکال روبرو است. لودویک در نمایشنامهٔ تراژیک خود که بر اساس داستان برج بابل و در پنج پرده نگاشتهاست، محل وقوع داستانش را شهر بیالیستوک انتخاب میکند. برادر زامنهوف، لئون دربارهٔ او در کتاب خود، به نام «فرازهایی از زندگینامهٔ ل. زامنهوف» مینویسد: درطول سالهای دبیرستان به مسائل اجتماعی علاقهمند گردید. از اوان جوانی در رؤیای حل اینگونه مشکلات بود ولی مسئلهای که بیش از هر مشکل دیگری توجه او را به خود جلب میکرد، یافتن راهحلی برای مشکل روابط متقابل بین ملیتهای مختلف بود. همین مسئله بود که او را به سوی آفرینش زبانی بیطرف و بینالمللی ترغیب کرد.[۱] زامنهوف سیزدهساله بود که خانوادهاش به شهر ورشو نقل مکان کردند. در ورشو بود که وی تفکر دربارهٔ اینکه کدام زبان میتواند بهعنوان زبان مشترک تمامیِ انسانها مورد استفاده قرار بگیرد، را شروع کرد. وی ابتدا به زبانهای یونانی و لاتین علاقهمند شد، اما در عمل، دریافت که فراگیریِ این زبانها بسیار مشکل است. از طرف دیگر این موضوع نیز برای وی مشهود بود که هیچ ملتی حاضر به پذیرفتن زبان ملتی دیگر، به عنوان زبان مشترک جهانی، نخواهد شد؛ بنابراین به فکر ایجاد یک زبان فراساخته افتاد. شروع آفرینش زبان بینالمللی در شانزدهسالگی، هنگامی که زامنهوف شروع به فراگیری زبان انگلیسی کرد، متوجه شد که دستور زبان انگلیسی از بسیاری جهات نسبت به زبانهای روسی، فرانسوی، آلمانی یا لهستانی، تا حدود قابل توجهی آسانتر است؛ بنابراین او به این نتیجه رسید که ساختن زبانی که دارای دستور زبانی حتی بهمراتب آسانتر از زبان انگلیسی باشد، نیز میتواند ممکن شود. او همچنین به این موضوع پی برد که واژگان چنین زبانی را میتوان از کلمات مشترک در بین زبانهای گوناگون اتخاذ کرد. زامنهوف شروع به ساختن زبان ابداعیاش کرد و دریافت که با بهرهگیری از وندها (پیشوندها و پسوندها) میتوان تعداد واژههایی را که باید به حافظه سپرده شود، بهاندازهٔ قابل توجهی کاهش داد. در نوزدهسالگی، شکل اولیهٔ زبان لودویک آماده شده بود. او نام آن را Lingwe Uniwersala (بهمعنی «زبان جهانی») گذاشته بود. او تولد این زبان جدید را در خانهٔ پدری همراه با دوستان دبیرستانیاش جشن گرفت. در این جشن، این شعر نیز که به زبان جدید سروده شده بود و بهوضوح انگیزهٔ زامنهوف را برای خلق زبان بینالمللی نشان میدهد، خوانده شد: Malamikete de las nacjes Kado, kado, jam temp’ esta! La tot’ homoze in familje Konunigare so deba. خصومت بین ملتها هنگام آن است که فروریزد، فروریزد! کلّ بشریت به سوی خانوادهای یگانه باید خود را وحدت بخشد. تحصیلات در مسکو یک سال پس از این واقعه، زامنهوف برای تحصیل در رشتهٔ پزشکی، راهی مسکو شد. پدرش که فکر میکرد پرداختن به زبان بینالمللی، وقتی برای تحصیل جدی زامنهوف باقی نخواهد گذاشت، از او قول گرفت که کار بر روی زباناش را بهطور موقت تا پس از اتمام دانشگاه قطع کند. دستنویسهای «زبان جهانی» نیز تا بازگشت لودویک از مسکو، تحویل پدر شد. لودویک مجبور شد دو سال بعد، یعنی قبل از اتمام دانشکده و پیش از موعد به خانه بازگردد. بازگشت او از طرفی بهدلیل ناتوانی مالی پدرش بود که حال باید خرج تحصیل چندین برادر و خواهر دیگر لودویک را هم تقبل میکرد و از طرف دیگر، در مسکو هم لودویک موفق به کسب درآمدی که پاسخگوی نیازهایش باشد، نشده بود. بازگشت به لهستان پس از بازگشت به خانه، زامنهوف دریافت که پدرش در غیاب او تمامیِ دستنوشتههای او در مورد «زبان جهانی» به آتش کشیده و از بین بردهاست؛ اما پایداری و حافظهٔ لودویک و کسب اجازه از پدر در مورد کار مجدد بر روی زبانش، باعث شد که وی بهزودی دوباره مشغول پروژهٔ زبان بینالمللیاش گردد. اینبار قرار شد که تا قبل از اتمام تحصیلات، در مورد زبان جدید با کسی صحبت نکند و آن را منتشر نیز نسازد. حال، نام زبان او به Lingvo Universala تغییر شکل داده بود، چرا که وی حرف W را از زبانش حذف کرده بود و تغییرات مهمی را نیز در آن ایجاد کرده بود. بهاین ترتیب وی در سالهایی که مشغول به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ پزشکی در ورشو بود، بر روی زبان بینالمللیاش نیز کار میکرد، بهطوریکه این زبان قبل از اتمام دانشکده، شکل تقریبی زبان اسپرانتوی کنونی را بهخود گرفته بود. کار بیوقفه برای بهبود زبان از این تاریخ به بعد، زامنهوف بهمدت شش سال، هرروز برای بهبود بخشیدن و آزمایش زبانش در عمل، کار کرد؛ از جمله، دست به ترجمهٔ آثار نویسندگان معروف کشورهای گوناگون زد و آثاری را نیز مستقیماً و بهصورت اصیل به زبان جدید نگاشت. او مطالب نوشته شده را با صدای بلند برای خود میخواند تا ببیند که در عمل چگونه بهنظر میآید. بسیاری از اَشکالی که در تئوری بهنظرش خوب آمدهبود، در عمل ثابت شد که نامناسب است. در کاربرد عملی، بعضی از واژهها، ثقیل و برخی بدآهنگ از آب درمیآمد. لودویک که با موسیقی و شعر آشنایی داشت و پیانو نیز مینواخت، گوش حساسی برای تشخیص اینگونه ویژگیهای موسیقایی و آواشناسیِ زباناش داشت: مجبور بودم بسیاری از واژگان را کوتاه کنم، جایگزین کنم، بهبود بخشم یا حتی از اساس تغییر دهم… برخی از اَشکالی که به نظرم باعث غنای زبان میگشت، در عمل معلوم شد که مواردی غیرضروری و اضافی است، به عنوان مثال، به همین ترتیب، چند پسوند را از زبان حذف کردم. خود زامنهوف در مورد این مدت شش ساله چنین مینویسد: هرچند در سال ۱۸۷۸ بهنظرم رسیده بود که دیگر زبانام کاملاً آماده است، شش سال دیگر برای تکمیل و بهبود این زبان کار کردم. پایان تحصیلات در ژانویهٔ سال ۱۸۸۵ لودویک دانشکده را به پایان رساند و به شهر کوچک وِیسِهیِه (Vejseje)، که فانی (Fani) بزرگترین خواهرش بههمراه شوهر داروخانهدار و مریضش زندگی میکرد، رفت و در همانجا بود که جزوهٔ زبان اسپرانتو آمادهٔ چاپ گردید، ولی تا دو سال بعد، لودویک موفق به یافتن ناشری که حاضر شود روی کتاب او سرمایهگذاری کند، نشد. حرفهٔ پزشکی در این شهر کوچک، درآمد چندانی برایش نداشت، چرا که بیشترِ ساکنان این شهر کوچک کشاورزانی بودند که توانِ مالی خوبی نداشتند. در همینجا بود که زامنهوف دریافت که تابِ دیدن بیمارانی را که با مرگ دست و پنجه نرم میکردند، ندارد و از این رو تصمیم گرفت در رشتهٔ چشمپزشکی تحصیل کند؛ بنابراین در ماه مه سال ۱۸۸۵ نزد خانوادهاش در ورشو بازگشت و تا ماه نوامبر در این رشته تحصیل کرد. سپس برای کار در رشتهٔ چشمپزشکی به شهر پلوک رهسپار شد ولی در آنجا نیز درآمدی کافی برای او وجود نداشت و بدین سبب در ماه مه سال ۱۸۸۶ راهیِ وین شد تا تحصیلاتش را در رشتهٔ چشمپزشکی تمام کند. در نوامبر همان سال به ورشو بازگشت و یک درمانگاهِ چشمپزشکی در همان خیابانی که خانوادهاش ساکن بودند، افتتاح کرد. در سال ۱۸۸۶ با کلارا زیلبرنیک آشنا شد. پس از نامزدی ایشان، پدر کلارا، الکساندر زیلبرنیک، که مانند پدر زامنهوف دارای ۹ فرزند بود، هزینهٔ چاپ نخستین جزوهٔ معرفی زبان اسپرانتو را با نام کتاب اول (Unua Libro) که به زبان روسی نگاشته شده بود تقبل کرد و به این ترتیب زبان اسپرانتو برای اولین بار در سال ۱۸۸۷ منتشر گشت. به عبارت دیگر، کلارا، همسر زامنهوف، کل جهیزیهاش را با دست و دلبازیِ تمام برای انتشار کتاب اولِ اسپرانتو بخشید. شخصیت زامنهوف زامنهوف عقیده داشت که زبان تنها یک وسیله یا ابزار ارتباطی بین انسانها است و نباید با مرام یا مسلکی خاص پیوند یابد (بیطرفی سیاسی، مذهبی، نژادی و ملیتیِ اسپرانتو). بههمین سبب، شخص زامنهوف بیانیهٔ ۱۹۰۵ را نگاشت و آن را در نخستین کنگرهٔ جهانیِ اسپرانتو (۱۹۰۵) به تصویب رساند که در واقع تا به امروز نیز بنیاد دوم اسپرانتو – و بهعنوان اساسی مستحکم برای پیشبرد نهضت اسپرانتو در دنیا - محسوب میگردد. منش منطقی او، هنگامِ مبارزه در برابر اصلاحگران، حتی بیشتر نیز نمایان گشت. زامنهوف همیشه به کامل نبودن اسپرانتو اذعان داشت ولی بهنظر او، اصلاحاتِ مداوم نیز میتوانست باعث نابودی کل زبان گردد: طرحهای اصلاحی به سلیقهٔ تکتک افراد بستگی پیدا میکرد و چنانچه اصلاحات شروع میشد، هیچگاه امکان برآورده ساختن خواستهای همگان میسر نمیگشت و بالاجبار میبایست بهطور پیوسته به انجام اصلاحات، یکی پس از دیگری، تن داد. زامنهوف -
پرچم اسپرانتو (به اسپرانتو: Esperanto-Flago)، بیرق اسپرانتو، پرچم اسپرانتیستی (به اسپرانتو: Standardo Esperantista) یا پرچم سبز (به اسپرانتو: Verda Flago)، که یکی از نمادهای اصلی زبان اسپرانتو و نهضت اسپرانتو در جهان است، پارچهای سبزرنگ است، که در گوشهٔ چپ و بالای آن، مربعی سفیدرنگ وجود دارد که ستارهی سبز اسپرانتو بر روی آن منقوش است: ستارهای پنجپر و منتظم که اشاره به پنج قارهٔ جهان و بینالمللی بودن زبان اسپرانتو دارد، و سبز بودن آن نماد سرزندگی و امید در نهضت اسپرانتو برای حصول به پیروزی نهائی است. یکی از موارد استفاده از این پرچم، نصب آن در محل همایشهای ملی، منطقهای و بینالمللی اسپرانتو است، که مهمترین آنها همایش جهانی اسپرانتو است، که برگزارکنندهٔ آن سازمان جهانی اسپرانتو (به اسپرانتو: Universala Esperanto-Asocio) (به اختصار UEA) است، که بزرگترین نهاد بینالمللی در میان اسپرانتوزبانان دنیا است که از ۱۲۱ کشور، عضو پذیرفته و دارای روابط رسمی با سازمان ملل و یونسکو میباشد. بهرهگیری دیگر از این پرچم، نصب آن در انجمنها و سازمانهای اسپرانتیک در سراسر دنیاست. نیایش زیر پرچم سبز (به اسپرانتو: Preĝo sub la verda standardo)، شعری است در شش بند، از لودویک زامنهوف، آفرینندهٔ اسپرانتو، که به زبان اسپرانتو سروده شده است. زامنهوف این شعر را در سال ۱۹۰۵ میلادی در سخنرانی مشهور خود در اولین کنگرهٔ جهانی اسپرانتو خواند که در شهر بولوین-سور-مر کشور فرانسه برگزار میشد. نام این شعر به پرچم سبز اسپرانتو اشاره دارد که طرح و رنگ آن در همین کنگره به تصویب رسید.
-
زبان فراساختهٔ اسپرانتو که با هدف ایجاد یک زبان بینالمللی برای کل دنیا، یا زبان مشترک جهانی در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر لودویک زامنهوف ابداع شد، دستور زبان بسیار ساده، منطقی و بیاستثنا دارد تا استفادهٔ جهانی از آن برای گویشوران همهٔ زبانها، از هر قوم و نژادی که باشند، آسان باشد. همانگونه که در مقالهٔ مفصلی در بارهٔ زبان اسپرانتو در روزنامهٔ معروف گاردین (Guardian)، چاپ لندن، آمدهاست: … بهعلاوه، درحالی که یادگیریِ ولاپوک بهسختیِ فراگرفتن زبان لاتین بود، زبانِ زامنهوف فقط شانزده قاعدهٔ بنیادی داشت که حتی یک استثنا هم در آن بهچشم نمیخورد. اسپرانتو بهاحتمالِ قوی تنها زبانی است که افعال بیقاعده ندارد (زبان فرانسوی ۲۲۳۸ فعل بیقاعده و زبانهای اسپانیایی و آلمانی هر کدام حدود ۷۰۰ فعل بیقاعده دارند) و تنها شش پایانه دارد که تسلط پیدا کردنِ برآن، برای بیانِ تمامیِ افعال در این زبان کافی است، مشاهده شدهاست که بیشینهٔ نوآموزان پس از یک ساعت میتوانند به این زبان تکلم کنند.[۱] نویسندهٔ انگلیسیِ این مقاله در روزنامهٔ گاردیَن اشارهای به تعداد افعال بیقاعده در زبان انگلیسی نکردهاست. در این زبان نیز افعال بیقاعده مشکل بزرگی در راه فراگیریِ آن پدید آوردهاست. شمار فعلهای بیقاعدهی زبان انگلیسی ۶۳۸ عدد است. ساختار واژگان در زبان اسپرانتو واپسین حرف یا حرفهای هر واژه، یعنی پایانه (یا پایانهها)، نشاندهندهٔ هویت دستوری و نقش واژه در جمله است. برای نمونه، حرف یا پایانهٔ o نامساز؛ حرف a صفتساز و حرف e قیدساز هستند: پایانهٔ o نامساز پایانهٔ a صفتساز پایانهٔ e قیدساز patro patra patre پدر پدری پدرانه (پاترو)(پاترا)(پاتره) مشتقسازی کلمات در زبان اسپرانتو با وندها (شامل پیشوندها و پسوندها) انجام میشود و شکل واژهها به صورت «پیشوند + ریشه + پسوند + پایانه» است: پسوند in مؤنثکننده پیشوند bo رابطهٔ سببیساز پیشوند bo و پسوند in patrino bopatro bopatrino مادرپدرزن یا پدرشوهرمادرزن یا مادرشوهر (پاترینو)(بوپاترو)(بوپاترینو) واژههای ترکیبی نیز به صورت «ریشه + ریشه» ساخته میشود، بخش اصلی، بخشی است که در آخر ترکیب قرار داده میشود: واژهٔ lando بهعنوان بخش فرعی بهعنوان بخش اصلی lando landopatro patrolando کشور، سرزمین پدر کشور سرزمین پدری، وطن (لاندو)(لاندوپاترو)(پاترولاندو) ساختار جمله ازآنجا که مفعول در زبان اسپرانتو پایانهٔ n میگیرد و صفت در این زبان چه از لحاظ مفعول بودن و چه از نظر تعداد (جمع یا مفرد بودن) از موصوف پیروی میکند، ساختار جملههای اسپرانتو ـ برخلاف بیشتر زبانهای اروپایی که نخست «کننده» یا فاعل، سپس فعل (کارواژه) و آنگاه دیگر بخشهای جمله مانند مفعول چیده میشوند ـ آزاد است. به این معنی که در زبان اسپرانتو، جابهجایی ارکان اصلی جمله هیچ تغییری در معنا و مفهوم جمله ایجاد نمیکند. گوینده مجاز است با توجه به سلیقه یا زبان مادری خویش هرطور که راحت است ساختار جمله را تغییر دهد، مانند: .Mi amas vin .Amas mi vin .Vin mi amas .Mi vin amas .Vin amas mi .Amas vin mi که همگی آنها به معنی «من تو را دوست دارم» هستند. فعل فعلهای سادهٔ زماندار در زبان اسپرانتو دارای ۳ زمان (گذشته، حال و آینده) هستند، که هریک از آنها دارای پایانهٔ خاص خود است: فعل زمان حال ساده (همانطور که در مثال بالا ذکر شدهاست) دارای پایانهٔ -as است، فعل زمان گذشتهٔ ساده دارای پایانهٔ -is است، و فعل زمان آیندهٔ ساده دارای پایانهٔ -os است - بی هیچ استثنایی. مثلاً: Li iris (او رفت) Li iras (او میرود) Li iros (او خواهد رفت). افعال ترکیبی یا مرکب توسط پسوندهای دستوری اسپرانتو که ۶ عدد هستند (۳ پسوند فاعلی و ۳ پسوند مفعولی)، و با یاری گرفتن از سه زمان سادهٔ فعل بودن (estas, estis, estos) ساخته میشوند: ۹ زمان ترکیبی معلوم و ۹ زمان ترکیبی مجهول. همچنین برای ساخت مصدر فعل از ریشهها در آخر آن -i اضافه میشود، و برای حالتهای امری و شرطی به ترتیب از پایانههای u و us بهره گرفته میشود. مانند: esti (بودن)، estu (باش)، و estus (میبود). جمع اسم و حالت مفعولی پایانهها یا شناسهٔ اسمهای جمع -oj و پایانه یا شناسهٔ مفعولی -n است. در مشتقسازی و جملهنویسی اسپرانتو، تمامی این پایانهها میتوانند به صورت ترکیبی به کار روند. برای مثال «floro» (به معنی گل) اسم است و floroj جمع آن؛ و florojn نیز حالت جمع و مفعولی آن و به معنی «گلها را» میباشد.
-
فرهنگ اسپرانتو ناظر بر کلیهٔ شئونات فرهنگی برآمده از مشارکت اجتماعی قشرها مختلف بشری است که به مدد بهکارگیری زبان بینالمللی اسپرانتو پدید آمدهاست. انتشار بیش از ۲۵۰۰۰ کتاب، صدها مجله، و صدها میلیون صفحهٔ اینترنتی فعال به زبان اسپرانتو، برخورداری از برنامههای رادیویی و تلویزیونی ویژه، گروههای موسیقی رو به رشد، مجلات معتبری از قبیل موناتو (به اسپرانتو: Monato ) و تولید فیلمهایی به زبان اسپرانتو، در کنار برخورداری از یک ادبیات اگرچه - در مقایسه با زبانهای ملی چندهزارساله - نوپا، اما درخشان (ازجمله نامزدی دریافت جایزه ادبی نوبل برای ادبای اسپرانتیست، مانند ویلیام الد و بالدور راگنارسون) در بین متکلمین این زبان، فرهنگی ویژه و پایدار به وجود آورده است. همچنین، بسیاری از اسپرانتیستها از خدمات گذرنامهای یا پاسپورتا سروو (به اسپرانتو: Pasporta Servo) در جهت مسافرت پربارتر و ارزانتر به اقصی نقاط جهان بهره میبرند. برگزاری مرتب کنگرهها یا همایشهای بینالمللی و سالانهٔ اسپرانتو با شرکت بهطور متوسط دو هزار نفر اسپرانتیست از بیش از ۶۰ کشور دنیا از سال ۱۹۰۵ تاکنون، یکی دیگر از نمودها یا نمودگاههای فرهنگ ریشهدار اسپرانتو است.
-
الفبای اسپرانتو از الفبای لاتین گرفته شدهاست و ۲۸ حرف دارد. این الفبا شش حرف کلاهکدار (ĉ، ĝ، ĥ، ĵ، ŝ، ŭ) دارد که در الفبای لاتین نیستند، در عوض چهار حرف لاتینِ q, w، x, y را ندارد ولی میتوان صداهای آنها را به شکل دیگری نوشت و گفت. ویژگیها زبان اسپرانتو برخلاف زبانهای دیگر دارای الفبای آوایی یا فونتیک است، یعنی هر حرف الفبا فقط به یک صورت تلفظ میشود و برای نگاشتن هر صدا تنها یک حرف بهکار میرود. به این دلیل خواندن و نوشتن یا 'تلفظ و املا' در زبان اسپرانتو بسیار آسان است و پس از فراگیری الفبای آن، هیچ مشکلی برای نوشتن و تلفظ وجود نخواهد داشت. در نتیجه فراگیری زبان اسپرانتو بدون معلم و کلاس، و تنها با کمک یک کتاب یا وبسایت خودآموز، به آسانی ممکن است. حروف A a آ akvo (آب) آدم B b ب Bona (خوب) بابا C c تْسْ Paco (صلح) تْسونامی-تسویه Ĉ ĉ چ Ĉielo (آسمان) چلچله D d د Deziro (آرزو) داد E e اِ Penslibereco (آزادی اندیشه) اِحسان-اِنسان F f ف Falakvo (آبشار) فیلم G g گ gaj.a (شادمان) گُل Ĝ ĝ ج Ĝust.a (درست) جشن H h ح ه Hom.ar.o (بشریت) حکمت Ĥ ĥ خ Ĥoro (گروه کُر) خانواده-خورشید I i "ئی" Hodiaŭ (امروز) ایستادگی-ایران J j ی Hundejo (سگدانی) یَخ-یگانه Ĵ ĵ ژ Glaciaĵo (بستنی) ژوراسیک-ژورنال K k ک Kuracisto (پزشک) کمک-کشف L l ل Luno (کره ماه) لالالند-لباس M m م Maro (دریا) مهتاب-مادر N n ن Neŭtrala (بیطرف) نور O o اُ ـُ Oriento (مشرق) اُستُخوان P p پ Poeto (شاعر) پاییز-پزشک R r ر Rideto (تبسم) ریسمان-رهایی S s س Somero (تابستان) ستاره-سرنوشت Ŝ ŝ ش Ŝteli (دزدی کردن) شگفتی T t ت Tempo (زمان) ترانه U u او Uzi (استفاده کردن) نور-بو Û û نیم واو Aûtuno (پاییز) تورات- جوشن V v و Vero (حقیقت) وارد Z z ز Zorgi (مواظب بودن) زرافه-زرشک
-
زبانهای رسمی سازمان ملل متحد زبانهای رسمی سازمان ملل متحد شش زبان هستند که در ملاقاتها و جلسههای سازمان ملل متحد استفاده میشوند و تمامی اسناد رسمی سازمان ملل، معمولاً و زمانی که بودجه اجازه دهد، به آنها نوشته میشوند. زبان انگلیسی زبان فرانسوی زبان اسپانیایی زبان روسی زبان عربی زبان چینی مرکز اطلاعات و آگاهسازی عمومی سازمان ملل متحد (UN Department of Public Information)، برای بزرگ داشت گوناگونی زبانها و آگاهسازی دربارهٔ ارتباطات بین فرهنگی، روزی از سال را با مناسبتی خاص که به هر یک از زبانها مربوط است؛ به عنوان روز آن زبان معرفی کرده است. مسئولان دولتی برخی کشورها و نهادهای مربوط به برخی زبانها، پیشنهاد دادهاند که زبان مورد نظرشان به زبانهای رسمی سازمان ملل متحد افزوده شود. زبانهای پیشنهاد شده و مطرح کنندگان آنها در جدول زیر آمده است: نام زبان پیشنهاد شده زبان اسپرانتو انجمن جهانی اسپرانتو مطرح شده به عنوان راهکار کاهش و صرفهجویی در هزینههای ترجمهٔ اسناد زبان بنگالی نخستوزیر بنگلادش، نمایندگان بنگلادش، بنگال غربی، آسام و تریپورا در سازمان ملل هفتمین زبان جهان برپایهٔ تعداد گویشور زبان پرتغالی گویشوران پرتغالی، رئیسجمهور پرتغال پرتغالی، زبانی بسیار نزدیک به زبان اسپانیایی است به طوری که گویشوران این دو زبان تا حد زیادی میتوانند با هم صحبت کنند و فهم متقابل را دارند. زبان ترکی استانبولی نخستوزیرِ وقتِ ترکیه، رجب طیب اردوغان در جریان ملاقاتی با بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۱۱ زبان هندی دولت هند حدود ۵۰۰ میلیون گویشور. [مخالفت با پذیرش این زبان در جنوب هند. در جنوب هند به طور گسترده به هندی صحبت نمیشود.] اسپرانتو زبان اسپرانتو (به اسپرانتو: Esperanto) معروفترین زبان فراساختهٔ میانجی جهانی است، که در میان زبانهای ابداعی موجود، بیشترین گویشوران را در جهان دارد. کسی را که به زبان اسپرانتو سخن بگوید یا از آن استفاده کند اسپرانتیست (اسپرانتودان) مینامند. نام این زبان از اسم مستعار لودویک زامنهوف (اسپرانتو)، پدیدآورندهٔ این زبان بینالمللی، گرفته شده است. نخستین کتاب که وی برای معرفی و آموزش زبان اسپرانتو نگاشت، با نام مستعار «اسپرانتو» ∗، به معنی «امیدوار» ، منتشر کرد؛ چون امیدوار بود با بهرهگیری از این زبان به عنوان زبان میانجی جهانی، به ایجاد صلح و دوستی در سطح دنیا کمک شود. عنوان این کتاب «اینترناتسیا لینگوو» (به اسپرانتو: Internacia Lingvo) به معنی «زبان بینالمللی» بود؛ که بعدها تحت عنوان «کتاب اول» یا اونآ لیبرو∗ (به اسپرانتو: Unua Libro) مشهور شد. هدف زامنهوف، که به افتخار او یونسکو نیز سال ۱۹۸۷ را بهمناسبت جشن صدسالگی زبان اسپرانتو «سال زامنهوف» نامید، خلق زبانی بیطرف و صلح پرور بود که یادگیری آن نیز آسان باشد و به درک متقابل فرهنگهای مختلف جهان توسط مردم کمک کند. ویژگی منحصربهفرد الفبای اسپرانتو، آوایی بودن صددرصد آن است؛ به این معنی که هر حرف و کلمه در زبان اسپرانتو، تنها یکجور میتواند تلفظ یا نوشته شود؛ لذا پس از فراگیری آن، دیگر هیچگونه مشکلی برای زبانآموز در تلفظ یا دیکتهٔ واژگان وجود نخواهد داشت. الفبای اسپرانتو دارای ۲۸ حرف از الفبای لاتین است که چهار حرف Q, W, X, Y در این الفبا وجود ندارند و در عوض شش حرف تکراری دارد که روی پنج حرف آن، هشتک قرار گرفته است و روی یک حرف دیگر، یک هفتک قرار دادهاند تا آوای آنها را تغییر دهند: Ĉ، Ĝ، Ĥ، Ĵ، Ŝ، Ŭ. تاریخچه زبان بینالمللی اِسپِرانتو در سال ۱۸۸۷ (میلادی) (۱۲۶۶ خورشیدی) توسط لودویک لازاروس زامنهوف لهستانی ساخته شد. اسپرانتو به علت ساختار علمی و آسان خود مورد توجه متفکران و دانشمندان با ملیتهای گوناگون قرار گرفته و به خاطر ویژگیهای منحصربهفرد آن، سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل متحد (یونسکو) در سال ۱۹۵۴ (میلادی) به اتفاق آرا آن را طی قطعنامهای به عنوان زبان بینالمللی و بیطرف به رسمیت شناخت و آموزش اسپرانتو را به همهٔ کشورهای عضو خود توصیه کرد. همچنین «یونسکو» در استقبال از صدمین سالگرد انتشار زبان اسپرانتو در سال ۱۹۸۶ (میلادی) (۱۳۶۵) در قطعنامهای دیگر ضمن تأکید بر تصمیم قبلی خود، مراتب پشتیبانی خود را از آموزش و گسترش زبان بینالمللی اسپرانتو در سراسر جهان ابراز داشتهاست. برخی یوسف اعتصامی (اعتصام الملک)، پدر پروین اعتصامی، را اولین کسی میدانند که ایرانیان را با زبان اسپرانتو، توسط نشریهٔ خود بهار آشنا کرد. احمد کسروی نیز از کسانی بودهاست که ضمن فراگیری زبان بینالمللی اسپرانتو، همانطور که در اثر خود تحت عنوان زبان پاک بیان کردهاست، از ساختار علمی و منطقی آن، و هم چنین سامانهٔ واژهسازی چسبانشی یا پیوندی آن، برای تقویت و ویرایش زبان فارسی، الهام گرفتهاست، و در عین حال برای گسترش زبان اسپرانتو در ایران نیز کمک فراوانی کردهاست. در زمان افتتاح دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، زبان اسپرانتو از مطالب درسی این دانشگاه بودهاست. پیشنهاد ایران در سال ۱۹۲۱ در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی و تشکیل اولین اجلاس جامعه ملل، نمایندگان ایران پیشنهاد دادند تا زبان اسپرانتو به عنوان زبان مراودات بینالمللی انتخاب شود. سیلوان زفت (Sylvan Zaft)، که دارای کتابهای متعددی به زبان انگلیسی در مورد زبان اسپرانتو است، در یکی از کتابهای مشهور خود که تحت عنوان اسپرانتو، زبان مشترک دهکدهٔ جهانی در سال ۲۰۰۳ منتشر کردهاست، در این باره مینویسد: شانسی بزرگ برای اسپرانتو پدیدار شد، هنگامی که در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی، نمایندگان ایران در جامعه ملل پیشنهاد دادند تا اسپرانتو به عنوان زبان ارتباطات بینالمللی پذیرفته شود. در بین این مبحث حملههای شدیدی به اسپرانتو شد. مخصوصاً هیئت فرانسوی هیاهوی بسیاری ضد این طرح راه انداخت. از نگاه فرانسویان، زبان فرانسه باید زبان بینالمللی میشد. پیشنهاد ایران شکست خورد. پیشرفتهای اسپرانتو در ایران در دهههای اخیر در دهههای اخیر، به ویژه در پی تأسیس نخستین نهاد رسمی اسپرانتو در ایران، مؤسسهٔ سبزاندیشان (انجمن اسپرانتوی ایران) که در سال ۱۳۷۵ تحت شماره ۹۰۸۵ به ثبت رسید، و انتشار فصلنامهٔ پیام سبزاندیشان از پائیز سال ۱۳۸۱ تاکنون، و پیوستن رسمی انجمن اسپرانتوی ایران به سازمان جهانی اسپرانتو (دارای روابط رسمی با سازمان ملل متحد و یونسکو) در سال ۱۳۸۴، دورهٔ جدیدی برای پیشرفت هرچه بیشتر زبان اسپرانتو در ایران آغاز شد، که با برگزاری سخنرانیها، سمینارها، و کلاسها در فرهنگسراها، دانشگاهها و مدارس گوناگون، و انتشار مقالات مختلف در مجلات و روزنامههای متفاوت، و همچنین تألیف، ترجمه و انتشار کتابهای جدیدی در ارتباط با زبان بینالمللی اسپرانتو، همراه بوده و هست. فصلنامهٔ پیام سبزاندیشان، که به دو زبانِ فارسی و اسپرانتو منتشر میشود، به معرفی به هنگامی از زبان بینالمللی اسپرانتو به فارسیزبانان، و معرفی ادبیات و فرهنگ ایران به اسپرانتودانان جهان میپردازد. بیطرفی اسپرانتو، رمز موفقیت آن همچنین انتشار کتاب پدیدهٔ اسپرانتو: راهحل مشکل زبان بینالمللی که علاوه بر ترجمهٔ متن کامل کتاب پدیدهٔ اسپرانتو نوشتهٔ ویلیام اُلد (که چندین بار نامزد دریافت جایزهٔ ادبی نوبل شده ست)، حاوی ۱۴ پیوست گوناگون است که به منظور ارائهٔ تصویری کامل از زبان اسپرانتو و بیطرفی آن به این کتاب اضافه شده است، ازجمله، پیوست شمارهٔ ۱: نظرات بزرگان جهان در مورد زبان مشترک جهانی و اسپرانتو، صفحهٔ ۱۷۳، که در آن برای نمونه، نظر ۱۵ شخصیت مهم و مشهور جهان در مورد زبان اسپرانتو، مانند مهاتما گاندی، لئو تولستوی، رومن رولان، اومبرتو اکو، رودولف دیزل، ژول ورن، هلن کلر، رابیندرانات تاگور، ماکسیم گورکی، ناظم حکمت، جی. آر. آر. تالکین (نویسندهٔ ارباب حلقهها) و … آورده شده است. نظرات این نوابغ، که از نقاط گوناگون جهان، و با جهانبینیها و مذاهب و مسالک گوناگون هستند، برای نشاندادن بیطرفیِ زبان اسپرانتو و اینکه مورد حمایت و توصیهٔ بزرگانی با گرایشهای مختلف سیاسی، مسالک، مذاهب و ایدئولوژیهای متفاوت است، ذکر شده است. در نتیجه، خواننده به روشنی متوجه میشود که زبان اسپرانتو کاملاً بیطرف است و اختصاص به گروه، نژاد، ملیت یا مذهبی خاص ندارد. در این اثر، ویلیام الد یکی از دلایل مهم موفقیت زبان فراساختهٔ اسپرانتو را نسبت به دیگر زبانهای ابداعی (که اکنون بالغ بر چند هزار عدد از آنها طراحی و منتشر شدهاند)، بیطرفی آن میداند و اینکه زامنهوف در نخستین همایش بینالمللی اسپرانتو در شهر بولونی-سور-مر فرانسه در سال ۱۹۰۵، آن را به کل بشریت اهداء کرد و هیچ حقی را – مادی یا معنوی – برای خود لحاظ ننمود. در صفحهٔ ۱۳۶ این کتاب، ویلیام الد بخشی تحت عنوان «بیطرفی و مدرن شدن، رمز موفقیتِ اسپرانتو» دارد که در قسمتی از آن میگوید: در طول همین دوران، نهضت بیطرف اسپرانتو، از میان بحرانهایی که مربوط به سازماندهی بود، به سلامت گذشت. اوج این بحرانها در سال ۱۹۳۷ (۱۳۱۵ هـ. ش) بود که انفکاکی در این نهضت به وجود آمد و باعث پیدایش اتحادیهٔ بینالمللی اسپرانتو شد که اکثریت - و به طور قطع، فعالترین – انجمنهای کشوری به آن پیوست. با وجود این، پس از جنگ جهانیِ دوم به خاطر قدرت سازماندهیِ با انرژیِ ایوو لاپنا یگانگی از دسترفته، دوباره بهدست آمد. وی همچنین در طولِ همین مدت، مبتکر تبلیغات منظمی علیه فراوانیِ بیش از حد ستارههای سبز (نمادِ اسپرانتو)، و «چیزهای عجیب و غریب» مشابه دیگر گشت: اساس این حرکت، این بود که اسپرانتودانها، خود را از ظاهر «یک فرقهٔ عجیب کوچک» (به تعبیر کالوچای شاعر)، رها ساخته و به دنیای عادی پای گذارند. لاپنا اصرار داشت که اسپرانتودانان به دنیای واقعی پیوسته و از امکانات آن، برای رسیدن به اهداف خود بهره جویند. وی اقدامات بسیاری را به منظور ایجاد احساسِ هدفمندی در نهضت اسپرانتو، به انجام رساند و نهضت را با استراتژی روز و مدرن، تجهیز کرد. روشن است که این تبلیغات منظم لاپنا، موفق بودها ست. امروزه، این نهضت عموماً، در آمال و آرزوهای خود، مدرنتر و هنگامِ مطرح شدن در مجامع عمومی، دارای ظاهری عادیتر است. در خصوص بیطرفی زامنهوف و عمر آورد او، زبان بینالمللی اسپرانتو، در صفحهٔ ۲۹۷ این کتاب آمده است: دیگر از دریافتهای صحیح و سریع زامنهوف این نکتهٔ بسیار با اهمیت بود که زبان تنها یک وسیله یا ابزار ارتباطی بین انسانها است و نباید با مرام یا مسلکی خاص پیوند یابد (بیطرفیِ سیاسی، مذهبی، نژادی و ملیتیِ اسپرانتو). به همین سبب، شخصِ زامنهوف بیانیهٔ ۱۹۰۵ را نگاشت و آن را در نخستین کنگرهٔ جهانیِ اسپرانتو (۱۹۰۵) به تصویب رساند که در واقع تا به امروز نیز بنیاد دوم اسپرانتو – و به عنوانِ اساسی مستحکم برای پیشبرد نهضت اسپرانتو در دنیا - محسوب میگردد. و همچنین در صفحهٔ ۲۲۱ این کتاب، از ماریو پی زبانشناس و زباندان برجستهٔ ایتالیایی الاصل آمریکایی نقل شدهاست، که: و بالأخره، به دلیل دورنمای جهانیای که اسپرانتو در اختیار فراگیرندهاش میگذارد، این زبان بیش از هر زبان ملیِ دیگری میتواند در جهت شکلدهی به فرهنگ جهانی نقش داشته باشد، چراکه هریک از زبانهای ملی، تنها قادر است شناختی از فرهنگ ملت یا مللی را که زبان مربوط متعلق به آن است، در دسترس فراگیرندهٔ خود قرار دهد، و در عین حال، این تمایل نیز در زبانهای ملی وجود دارد که شخصِ فراگیرنده را از فرهنگهای دیگر جدا سازد. من اعتقاد دارم که جهان – در حال حاضر به مقدار بسیار زیاد و در آینده به مراتب نیز بیشتر – به یک زبان مشترک احتیاج دارد که تمامیِ انسانها بتوانند به یاریِ آن آزادانه و به دور از هرگونه سوءتفاهمی، با یکدیگر ارتباط برقرار سازند. با وصف این، تاکنون همهٔ کوششهای انجام شده برای به کارگیریِ یک زبان ملی به این منظور، با شکست روبرو شده است. در این عرصه، زبانی فراساخته که در بطن خویش از امتیازاتی مانند بیطرفیِ کامل، فراگیریِ آسان، آوانگاریِ صددرصد و قانونمندیِ جامع، برخوردار است، به احتمال قوی پیروز خواهد گشت - عرصهای که زبانهای ملی، در آن با شکست روبرو شده است.
-
- 1
-
-
- زبان اسپرانتو انجمن جهانی اسپرانتو
- ،اسپرانتو
- (و 4 مورد دیگر)
-
اگر منظور از موجودات فرازمینی همان موجودات تخیلی ای است که در فیلم های تخیلی به تصویر کشیده می شود باید گفت که همانطور که از نام چنین فیلم هایی بر می آید آنها تنها ساخته هایی بر آمده از افکار و خیالات انسان است و دلیلی بر وجودشان نیز نداریم ؛ نه علم وجودشان را تایید کرده و نه از وحی در موردشان سخنی به میان آمده است. آنچه در وحی آمده است از این قرار است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «هر چه در آسمان ها و زمین است از جنبندگان و ملائکه، بدون هیچ تکبّر تسلیم و خاضع در برابر پروردگارند» (فصلت/11). بنابراین اصل وجود موجوداتی در آسمانها (کرات دیگر) مورد تأیید قرآن است، گرچه جزئیات آن برای ما مکشوف نیست.در برخی از روایات آمده که غیر از منظومه شمسی، منظومه های دیگری هست که در برخی از کرات آنها، موجودات زنده ای وجود دارند .ظاهر برخی از آیات قرآن نیز چنین است ؛ مثلاً در آیه 29 سوره ( ( شوری ) ) می فرماید : ( ( و من آیاته خلق السموات والارض و مابث فیهما من دابه ؛ و از نشانههای او است آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکنده ساخته است ) ) . چنان که مشاهده می شود، در این آیه یکی از نشانههای خداوند، آفرینش و پراکندن جانداران در زمین و آسمانها قلمداد شده است . [ برای آگاهی بیشتر ر . ک : ( ( قرآن ، تورات ، انجیل و علم ) ) ، دکتر موریس یوکای ، ترجمه : مهندس ذبیح الله دبیر. به نقل از سایت تبیان] آیا حیات و زندگی مخصوص کره زمین است و تمام این کرات جهان بالا غیر مسکونی می باشد؟ گاهی دانشمندان در برابر این سؤال پاسخ منفی و یا لااقل آمیخته با تردید می گفتند. ولی تحقیقات اخیر دانشمندان به ما می گوید حیات و زندگی مخصوص به کره زمین نیست، و شرایط حیات در بسیاری از کرات آسمانی فراهم است. در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین میخوانیم «بطوریکه دانشمندان حساب کردهاند، فقط در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره موجود باشد که سیارات تابع آنها مسکونی باشند.» و به این ترتیب در همین کهکشان «راه شیری» یعنی «کهکشان ما» که منظومه شمسی جزء کوچکی از آن می باشد، روی محاسباتی که انجام شده، شرایط حیات و زندگی (به همان مفهومی که در کره زمین است) در میلیونها سیاره موجود می باشد و با توجه به اینکه کهکشان ما یکی از هزاران کهکشان عالم بالاست، تعداد سیارات مسکونی اجمالا روشن می گردد. اکنون برگردیم به قرآن، قرآن مجید می گوید: «وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ وَما بَثَّ فیهِما مِنْ دابَةِ وَهُوَ عَلی جَمْعِهِمْ اِذا یَشاءُ قَدیرٌ» شوری/ 28 [از نشانه های خدا، آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانی است که در آنها پراکنده ساخته، و او قدرت دارد هرگاه بخواهد همه را جمع آوری نماید.] کلمه «دابه» و کلمه «فیهما» صریحاً می گویند، جنبندگان و موجودات زنده منحصر به کره زمین نیستند، بلکه در آسمانها و کرات عالم بالا نیز جنبندگان و موجودات زنده ای وجود دارد. در حدیث معروفی می خوانیم «هذهِ النُّجومٌ الَّتی فِی السَّماءِ مَدائِنٌ مِثْلَ مَدائن الاَرْضِ» [این ستارگانی که در آسمانند، شهرهایی همانند شهرهای زمین هستند (و ساکنانی دارند) ] قرآن و آخرین پیامبر، حضرت آیت الله مکارم شیرازی به نقل از سایت تبیان[ چند نکته شایان توجه است: بر اساس روایات، همه مفسران برمی آید که در برداشت از یک آیه، نباید به همان آیه بسنده کرد؛ بلکه باید همه آیات قرآن کریم را - به ویژه آیاتی که درباره یک موضوع هستند - در کنار هم قرار داد و پس از بررسی همه آنها و کنکاش در ارتباط آیهها به یکدیگر یا عدم ارتباط و بررسی دلایل عقلی و نقلی اقدام به تفسیر و برداشت کرد. چنین روشی در تفسیر و شرح هر کتابی مرسوم است. در آیات (انعام، 130؛ حجر، 27؛ جن، 1 و...) بسیاری آمده است که افزون بر انسان، موجود دیگری به نام جن وجود دارد که دارای شعور است و مانند انسان مکلف بوده و در آخرت حساب رسی خواهند داشت. لذا در بسیاری موارد، خطاب قرآن کریم، متوجه جن و انس با هم است: از جمله: «فبأی آلاء ربکما تکذبان» دیگر این که سوره «رحمن» از همان ابتدا درباره جن و انس است و خود این قرینه است بر این که مراد از «من علیها» این دو می باشند. . در این که آیا در کرات دیگر یا زمان های پیشین موجود دیگری مانند انسان بوده یا نبوده یا خواهد آمد یا نه - گرچه برخی روایات به وجود موجودات در کرات دیگر اشاره کرده اند - چون نص مستحکمی نداریم، نمی توانیم قاطعانه نفی یا اثبات کرده، نظر خود را به قرآن کریم تحمیل کنیم. هر چند اگر هم موجوداتی افزون بر انسان باشند به حکم قطعی آیات پیش از قیامت فانی خواهند شد «کل شیء هالک الا وجهه» (معارف قرآن، مصباح یزدی، ج 3 - 1، ص 173). . فنا گرچه در لغت به معنای از بین رفتن است و در این آیه نیز به معنای معدوم شدن می باشد اما این معدوم شدن به معنای فنای مطلق و نیست شدن نیست. دلیل این نکته، آیات، روایات و ادله عقلی بسیاری است که مرگ را پایان زندگی انسان نمی دانند، بلکه آن را دریچه ای به جهان دیگر حساب می کنند. و اساسا روح که یک امر مجردی است آیا قابل فناء است یا آن که فنا پذیری از خصوصیات ماده و مادیات است، این بحث مهمی است که در فلسفه اسلامی به خوبی تبیین شده است.
-
- 1
-
-
آیا میدانید آچار فرانسه ساخت کجاست؟ در دنیای ابزار آلات، کمتر وسیلهای را میتوان یافت که بهاندازه آچار فرانسه کاربردی و درعینحال نامش تا این حد گمراهکننده باشد. این ابزار که در ایران به «آچار فرانسه» شهرت دارد، در واقع نه در فرانسه اختراع شده است و نه حتی فرانسویها آن را به این نام میشناسند! اما داستان پشت این نامگذاری و تاریخچه اختراع این ابزار پرکاربرد، بهاندازه خود آچار، جالب و پیچیده است. مروری بر تاریخچه آچار فرانسه تاریخچه آچار فرانسه به اوایل قرن نوزدهم برمیگردد. در آن زمان، صنعت روبهرشد، نیاز به ابزاری داشت که بتواند با پیچها و مهرههای مختلف کار کند. این نیاز منجر به اختراع آچار قابلتنظیم یا همان آچار فرانسه شد. مخترع و سازنده آچار فرانسه مخترع آچار فرانسه و اولین نمونه از آچار قابلتنظیم، ریچارد کلایرن، مهندس انگلیسی، در سال 1842 است. طرح اولیه او از یک پیچ شیاردار برای تنظیم دهانه آچار استفاده میکرد که با دست قابلتغییر بود؛ اما این پایان داستان نبود. پساز کلایرن، مهندسان دیگری هم به بهبود طراحی این ابزار پرداختند. یکی از مهمترین این افراد، یوهان پیتر یوهانسون، مخترع سوئدی بود. یوهانسون در سال 1892 موفق شد حق ثبت اختراع نسخه بهبودیافتهای را از آچار قابلتنظیم در سوئد به دست آورد. او با اضافهکردن یک فک متحرک به طراحی اصلی، کارایی آچار را بهطور قابلتوجهی افزایش داد. آچار فرانسه از زمان اختراع اولیهاش توسط کلایرن، مسیر تکاملی جالبی را طی کرده است. نسخه کلاسیک آن با دو فک، یکی ثابت و دیگری متحرک، هنوز هم پرکاربرد است. آچار فرانسه جغجغهای با ترکیب ویژگیهای آچار فرانسه و جغجغهای، کار با پیچهای سرسخت را آسانتر کرده است. نوع دیجیتال این ابزار، مجهز به سنسورهایی است که میزان فشار اعمالشده را اندازهگیری میکنند و دقت کار را افزایش میدهند. نوآوری جدیدتر، آچار فرانسه خودکار است که میتواند بهطور خودکار دهانه خود را متناسب با اندازه پیچ یا مهره تنظیم کند. علت نامگذاری آچار فرانسه حال که میدانیم آچار فرانسه ساخت کجاست و فهمیدیم که این ابزار نه در فرانسه اختراع شده و نه توسط فرانسویها، سؤال اصلی این است که چرا در ایران به آن «آچار فرانسه» میگویند؟ پاسخ این سؤال، در تاریخ روابط تجاری ایران نهفته است.در اوایل قرن بیستم، زمانی که این ابزار به ایران راه یافت، فرانسه یکی از شرکای تجاری اصلی ایران محسوب میشد. بسیاری از کالاهای وارداتی، از جمله ابزارآلات، از طریق فرانسه به ایران میرسیدند. بههمیندلیل، این آچار قابلتنظیم که از طریق فرانسه وارد شده بود، به آچار فرانسه معروف شد. نامهای مختلف آچار فرانسه در کشورهای مختلف جالب است بدانید که این ابزار در کشورهای مختلف با نامهای متفاوتی شناخته میشود: در انگلیسی آمریکایی: Adjustable wrench؛ در انگلیسی بریتانیایی: Adjustable spanner؛ در کانادا و ایالات متحده آمریکا: Crescent wrench (برگرفته از نام شرکتی که در سال 1915 حق ثبت این ابزار را در آمریکا به دست آورد)؛ در فرانسه، آلمان، اسپانیا و ایتالیا: آچار انگلیسی؛ در دانمارک و اسرائیل: آچار سوئدی؛ در ایران، مجارستان، لهستان و رومانی: آچار فرانسه. این تنوع در نامگذاری نشان میدهد که چگونه یک ابزار واحد میتواند در فرهنگهای مختلف، هویتهای متفاوتی پیدا کند. چرا آچار فرانسه اینقدر محبوب است؟ محبوبیت گسترده آچار فرانسه را میتوان به چند عامل کلیدی نسبت داد. در درجه اول، انعطافپذیری فوقالعاده این ابزار است که آن را به یک وسیله ضروری در هر جعبه ابزار تبدیل کرده است. با یک آچار فرانسه، کاربر میتواند طیف وسیعی از پیچها و مهرهها را در اندازههای مختلف باز و بسته کند؛ بدون اینکه نیاز به تعویض ابزار داشته باشد. این ویژگی نهتنها کار را سریعتر میکند، بلکه به صرفهجویی قابلتوجهی در فضا هم منجر میشود. بهجای نیاز به مجموعهای از آچارهای ثابت در اندازههای مختلف، یک آچار فرانسه میتواند جایگزین چند ابزار شود. پیشنهاد میکنیم برای تجهیز جعبه ابزار خود به انواع کاربردی از آچارها، به لیست محصولات آچار در ابزار رضا مراجعه کنید و با بررسی لیست قیمت آچار در این فروشگاه، محصولات مورد نیاز خود را اینترنتی خریداری کنید و با ارسال رایگان، دریافت کنید. علاوهبراین، سهولت استفاده از آچار فرانسه است که آن را برای همه افراد جذاب میکند. تنظیم دهانه آچار بسیار ساده است و نیاز به مهارت یا آموزش خاصی ندارد که این امر استفاده از آن را برای همه، از تعمیرکاران حرفهای گرفته تا افراد عادی که گاهی به انجام تعمیرات جزئی در خانه میپردازند، امکانپذیر میکند. دوام بالای آچار فرانسه هم عامل مهم دیگری در محبوبیت آن است. این ابزار معمولاً از فولاد با کیفیت بالا ساخته میشود که مقاومت زیادی در برابر فرسایش و شکستگی دارد. نکات جالب درباره آچار فرانسه چند نکته جالب توجه در مورد این ابزار برای علاقهمندان به این موضوع که آچار فرانسه ساخت کجاست، وجود دارد که خالی از لطف نیست: شرکت باکو که یوهانسون آچار خود را در آن تولید کرد، تا امروز بیشاز 100 میلیون آچار قابلتنظیم تولید کرده است. این آمار نشاندهنده محبوبیت جهانی این ابزار است. نوعی از آچار فرانسه که فکهای آن در زاویه 90 درجه نسبت به دسته قرار داشت، در جنگ جهانی دوم کاربرد فراوانی داشت. این طراحی خاص امکان دسترسی به مکانهای تنگ و دشوار را فراهم میکرد. گرچه اکثر آچارهای فرانسه از فولاد ساخته میشوند، اما نمونههای تیتانیومی هم وجود دارند که سبکتر و مقاومتر هستند. این تنوع در مواد، کاربردهای مختلف را امکانپذیر میکند. بزرگترین آچار فرانسه جهان در سال 2012 در ایالات متحده آمریکا ساخته شد. این آچار غولپیکر 18 متر طول و 8 تن وزن دارد! گفته میشود که یوهانسون ایده آچار قابلتنظیم را زمانی که درحال تعمیر دوچرخهاش بود، بهطور اتفاقی کشف کرد. آچارهای فرانسه بهدلیل چندمنظورهبودن، جزء ابزارهای ضروری در ماموریتهای فضایی هستند. فضانوردان از نسخههای ویژهای از این ابزار در ایستگاه فضایی بینالمللی استفاده میکنند. در سال 2009، یک مرد کانادایی رکورد گینس را برای بزرگترین مجموعه آچار فرانسه با بیشاز 3000 آچار مختلف به نام خود ثبت کرد. آچار فرانسه، با وجود نام گمراهکنندهاش، نمونهای عالی از چگونگی تکامل یک ابزار ساده به یک وسیله ضروری در صنعت و زندگی روزمره است. این ابزار که حاصل نبوغ مهندسان انگلیسی و سوئدی است، امروزه در سراسر جهان با نامهای مختلف شناخته میشود و کاربردهای گوناگونی دارد.
-
متن تنظیمات چت فارسی یا انگلیسی؟
رامین۴۳ پاسخی برای 彡Mr AlirezA彡 ارسال کرد در موضوع : اخبار مربوط به سایت
به لحاظ استفاده عموم کاربران در نگارش زبان فارسی برای گفتگو، متن تنظیمات چت فارسی قابل فهم تر است. کاربرانی استفاده از شیوهی فینگلیش را انتخاب میکنند، که غیر استاندار است.( جهت اطلاع) تنظیمات فارسی با توجه به کاربرد وسیع آن در روزمره به چشم بیشتر جلوه میکند. و سرعت فهم برای یک فارسی زبان بیشتر است. لذا تنظیمات متن به انگلیسی برای باشندگان در نقاط خارج از ایران شیوهای منطقی است. کاربران داخلی نیز متن انگلیسی را به لحاظ شیوایی و عدم ترجمهی صحیح و کمبود معادل صحیح فارسی ترجیح میدهند. در انتها سلیقه کاربران مهم است و قرار دادن هردو متن الزامی است.- 13 پاسخ
-
- 2
-
-
دبیره (خط) فارسی بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی میدانند، برای دفاع از هویت ایرانیِ این خط به چند تفاوت چون چهار حرف “پ، ژ، گ، چ” و یا سرکش حرف “ک” در فارسی که در عربی نیست و شکل نگارش “ه” و ”ی” پارسی اشاره کردهاند. اگر معتقدید اعراب این خط را پیش از اسلام داشتهاند به این پاسخ دهید که اعراب این رسمالخط را از کجا آوردهاند؟ هیچ نمونه خطی حتی یک مورد از این منطقه یافت نشده است و هیچ نشانهای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است. اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای میانرودان بودهاند دو نوشته با قدمت ۲۰۰۰ ساله یافت شده است. ویرایش و بهسازی دبیره فارسی تاریخی هزار ساله دارد از حمزه اصفهانی تا ابوریحان و این اواخر نیز آخوندزاده و... که برخی بر اشکلات این دبیره اشاره و برخی نیز پیشنهاد دبیره جدیدی را داده اند. مواردی مثل جدانویسی و حذف برخی حروف و یا گاهی یک خط کاملاً جدید پیشنهاد شده است. استفاده از خط لاتین به جای خط فارسی کنونی نیز کم سابقه نیست (بخصوص با توجه به تغییر خط در ترکیه) و حداقل در دوران من دو شیوه (eurofarsi و new persian ) در این زمینه توسط افراد یا نهادهای مختلفی پیشنهاد شده بود که البته مورد استقبال قرار نگرفت. این دبیره از خط لاتین الهام گرفته است و دلیل آن این است که این خط در طی صدها سال پیشرفت داشته و نرم تر و ساده تر شده است. در این خط از آواشناسی و واجشناسی فارسی استفاده شده است هرچند آنرا به شکل ساده تر و عمومی تر مدنظر قرار داده ام. ما در دبیره فارسی حروفی داریم (مانند ق غ) که نماینده برخی واج ها هستند هرچند در برخی نقاط کشور کم و بیش تفاوت برخی از آنها را متوجه می شوند اما بطور کل اکثر فارسی زبانان متوجه تفاوت آنها نشده یا در صحبت هایشان این تفاوت مشخص نیست. همچنین واکه هایی (مصوت) داریم که ممکن است در گویشهای مختلف کمی متفاوت بیان شوند و یا در آوانگاری فارسی متفاوت باشند( بطور مثال تلفظ کسره در واژه "چه") که باز آنچنان نیست که حتی افراد عادی متوجه آن شوند. بنابراین سعی بر ساده سازی آواشناسی و واج شناسی فارسی شده است. لاتیننویسی فارسی (به لاتیننویسی: Lātinnevisiye Pārsi) نوشتن زبان فارسی به الفبای لاتین است، همچنین با نام فینگلیش (فارسی + English) نیز شناخته میشود. در دو سدهٔ گذشته، به دلایل فراوانی شیوه و ساختار خط لاتین برای زبان فارسی پیشنهاد شده است. اولین بیانکنندهٔ این ایده میرزا فتحعلی آخوندزاده بود که در صدر مشروطیت رسالهای نیز در این راستا نوشت، اما مورد استقبال قرار نگرفت.
-
- 2
-
-

