بزودی این ادرس به صورت موقت و برای رفع برخی مشکلات از دسترس خارج میشود جهت ورود به چت روم تو گوگل بنویسین میهن چت روی لینک های اول کلیک نمایید
-
تعداد ارسال ها
2260 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
85
تمامی مطالب نوشته شده توسط فندق
-
همونطور ك داشت دونه دونه نارنگیارو میچید تو ظرف پرسید : راستی به نظرت من اگه فصل بودم . کدومش میشدم؟! گفتم : حقیقتش سوال خیلی سختیه . ولی مثلا وقتایی که مثلِ الان واسم نارنگی پوست میکنی و دستات بوی نارنگی میگیره . پاییز . وقتایی که میخندی و گونههات گرد و برجستهتر به نظر میاد . جوری که انگار آلوچه توشون قایم کردی ؛ بهار . وقتایی که اشک از چشات شره میکنه و مثل آدم برفی قطره قطره از صورتت آب میچکه زمستون . وقتایی هم که دستای گرمت رو تو دستم میگیرم و داغیش رو حس میکنم ؛ تابستون . کدومشون رو بگم که تو و فصلا ازم دلخور نشین؟! غش غش خندید . برق ذوق و خوشحالی رو به وضوح تو چشاش میدیدم . گفتم حالا به این فصلا ؛ ستارهی پر نور توی چشات رو هم اضافه کن .'
-
- 10
-
-
-
- یجا ی متن دیدم خیلی قشنگ بود نوشته بود : بعضی ها معتقدن وقتی دوگوش انسان رو کنار هم قرار بدیم شکل قلب ایجاد میشه ، و کلمه قلب به انگلیسی میشه ( Heart )که در وسطش کلمه گوش( Ear ) وجود داره و میگن برای تصاحب قلب کسی ابتدا باید یاد بگیرید بهش گوش بدید ♥'.
-
- 8
-
-
-
من هنوز خیلی مونده تا بگم واقعا چقدر دوست دارم!!💙🦋
فندق پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در شعر و دلنوشته
تو میدونی من هنوز چه چیزاییو باهات تجربه نکردم؟ هنوز کلی کتاب هست که من سرمو رو پاهات نزاشتم تا برات بخونم؛ هنوز شب تولدت کیک مورد علاقه تو با خامه کشی خودم پز درست نکردم؛ من هنوز زیر بارون باهات نرقصیدم؛هنوز کلی آهنگ دارم که باهات نشنیدم؛ هنوز همهی رنگارو توی تنت ندیدم؛ من هنوز خیلی کلمه جز "قلبم" برای صدا کردنت دارم؛ من هنوز خیلی مونده تا بگم واقعا چقدر دوست دارم!!-
- 8
-
-
-
-
وقتی میگوید خنده بر رویِ لبانم میآوری " نگو لطف داری.. با عشق زل بزن به چشمانش و با همهی عشقی که نسبت به او داری زمزمه کن؛ گر من لبخند میارم به آن صورت زیبایت، تو زندگی را به تکِتک اجزایِ بدنم هدیه میدهی جانانم
-
- 6
-
-
-
میدانی عشق واژهایست پر از حرف، پر از دلتنگی، پر از شادی و غم!
فندق پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در شعر و دلنوشته
میدانی عشق واژهایست پر از حرف، پر از دلتنگی، پر از شادی و غم! حتی اگر کنار هم رویِ شنهایساحل، دست در دستان یار، خیره به دریا هم که باشی باز یه دلتنگی ته ته کوچههای دلِ دیوانهات حس میکنی که قلبِ بیصاحابت بیشتر از آنها را میخواهد مثلا آغوش یارش را، یا لمس لبهایش را یا هر چیز دیگر که دلِ لعنتیش آرام و قرار بگیرد و اما وای بحال روزی که عشقش پنهان باشد و دیگر یاری نباشد تا دست در دستانِ هم با خندههای دلبرانهاش دل بدهد و قلوه بگیرد آن روز تنها عشقی میماند و خاطرهای که روح و روانش را از هم میپاشد تا دلتنگی ذره ذره وجودش را نابود کند و آرام آرام در خفا جانش را بگیرد" حتی از عشق یک طرفه هم دشوار تر است به گونهای که مسافت طولانیِ کوهِ دماوند را هم تنها در یک ساعت تی کنی در میان آن چیزی بیش نمیآید آخر میفهمی عشق یک طرفه جوری است که دستت از یارت کوتاه میشود و دیگر تلاشی برای بهدست آوردنش نمیکنی چرا که برایت مفهوم شده است از آن پس دیگر در دل دلبرت حسی نسبت به تو نیست و تهی از هر احساسی هست کنار آمدن با این موضوع هر چند دردمند آسان میشود و تنها این خاطرهها هستند که گریبان گیرِ ذهن موریانهزدهات میشوند اما عشق پنهانی اینچنین دردآور است که نمیدانی بروی و در دل خود با او حرف ها بگویی و در دلتنگیِ یار نفس کم بیاوری یا بمانی و بسوزی و بسازی؟! سخت هست #عشق! اگر اینگونه نبود ملتی را واهمهای برمیداشت انگار که طوفانی وحشتناک در برشان گرفته است((؛-
- 9
-
-
-
یه روز یکی بهم گفت: ازت خوشم اومده میخوام باهات بیشتر آشنا بشم قبولمیکنی؟ میدانی در جواب او چه گفتم؟ حتی سرم را هم بالا نیاوردم تا چهرهاش را ببینم ، خندهای سردادمو گفتم:متاسفم ولی من هیچ تمایلی به آشنایی زیاد با شما ندارم و همچنین از این کارا خوشم نمیآد اما تنها خدا میدانست که این فقط یک بهانه است برای پیچاندن آن شخص و من نه تنها بدم نمیآید از دوست داشته شدن بلکه خیلی هم خوشم میآید از اینکه کسی برایم توجه نشان دهد اما فقط از جانب توجانانم نه از جانب فرد دیگری دلبرکم(((؛
-
- 7
-
-
-
تو خیلی برام قشنگی یعنی خیلی برام زیبایی اصلا تعریف من از زیبایی یعنی وجود تو داشتنت مثل جاری بودن مورفین تو رگای مریض بدحاله نمیگم حالم بده ها ، اتفاقا خیلی حالم خوبه ولی وقتی هستی خوب ترم ، وقتی هستی حالم بهتره ، وقتی هستی آروم ترم بودنت یعنی دلگرمی دلگرمی زیبایی که به همه پوچی های دنیا می ارزه.
-
- 8
-
-
-
اونجایی فهمیدم از خودم بیشتر دوستت دارم که وقتی ناراحت میشی خودم بیشتر ناراحت میشم ، وقتی حتی یه ثانیه ازم دور میشی دلم تنگ میشه ، وقتی باهات حرف نمیزنم احساس تنهایی میکنم و وقتی که فقط صدایِ تورو میشنوم آروم میشم🕊.
- 1 پاسخ
-
- 7
-
-
-
حق گفتم که : به خودت دلخوشی نده،فقط اینو یاد بگیر یک روزی سختی هاتو با ذوق برای مردم تعریف میکنی، در حالی ک روزای خوبتُ فراموش کردی.!اره خلاصه که"
-
- 8
-
-
حامی بودن یعنی : خستگی ها، درد هات بزاری پشت در وارد خونه بشی" همیشه خسته و کلافه ای اما واسه اینکه اعضای خانواده بهت تکیه کنن خودت قوی و شاد نشون بدی" "آخر شبا بالای پشت بوم دور از چشم همه گریستن" یعنی کوه یعنی عشق،امنیت و محبت و سرشار از خوبی های پدرانِ.!
-
- 6
-
-
پزشکی که بعد از ۷ روز کما می گوید جهان آخرت و بهشت را دیده است
فندق پاسخی برای قاتل لغت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
WoOw likE -
آهـنگ_ خـارجی آهـــــــنگ Ember Island به نام Umbrella 🎵📣
فندق پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ های خارجی
likE nfsm- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
نیاز دارم : بجای گفتن دوستت دارم اینارو بهم بگی، مثلا بگی؛ "رسیدی لطفا زنگ بزن" "میخرم برات" "صبح زنگ میزنم بهت خواب نمونی" "الان چیکار کنم حالت خوب شه" "توی عکس دسته جمعی از همه خوشگل تر بودی" "میری بیرون ماسک یادت نرهآ" یا صبحا با دیدن پیام صبح بخیرت رو موبایلم از خواب پاشم اخه اینا از هزار تا دوستت دارم برای من قشنگ تره.
- 1 پاسخ
-
- 9
-
-
-
به دنبال معنای کلمه ی سکوت گشتم .. خاموش ، آرام شدن .. پس چرا انقدر سکوتی که معنای آرام شدن میدهد درد دارد ؟ سکوت میکنم ، اما آرام نمیشوم .. کاش میشد معنای کلمات را دوباره از نو نوشت ، تا باهم مثل کف دست پر از خط و چروک نباشیم ..
- 1 پاسخ
-
- 10
-
-
-
تو شوخی کردی؟ من جدی جدی قلبم شکست. تو گذاشتی رفتی؟ من جدی جدی تنهاترین آدم این شهر شدم. تو حرفات همه دروغ بود؟ من باورشون کردم و تا پوست و استخونم لمسشون کردم. تو تکیه گاه نبودی؟ من بهت اعتماد کردم و تکیه دادم بهت اما نتیجش سقوطِ خودم بود. تو آدم موندن نبودی؟ من تورو همیشگیِ خودم دونستم و الان نیمهترین آدم توی گوشهای از این دنیام. تو باهام سرد شدی؟ من به تنهایی به رابطمون گرما بخشیدم. تو مقصدت شد دنیایی دور از من؟ من مقصدم شد دنیایِ خاطرات و مرور خاطرات تو. تو رنگ زندگیمو سیاه و سفید کردی؟ من تمام تلاشم این بود زندگیتو رنگی کنم. توی بحثامون همیشه مقصر تو بودی؟ من بودم که کوتاه اومدم و سوختم و ساختم. فرق ما زیاد بود و من زیادی دوست داشتم، ولی یچیزی! حقم این نبود که نداشتنت رو لمس کنم . .
- 1 پاسخ
-
- 7
-
-
-
تو شوخی کردی؟ من جدی جدی قلبم شکست. تو گذاشتی رفتی؟ من جدی جدی تنهاترین آدم این شهر شدم. تو حرفات همه دروغ بود؟ من باورشون کردم و تا پوست و استخونم لمسشون کردم. تو تکیه گاه نبودی؟ من بهت اعتماد کردم و تکیه دادم بهت اما نتیجش سقوطِ خودم بود. تو آدم موندن نبودی؟ من تورو همیشگیِ خودم دونستم و الان نیمهترین آدم توی گوشهای از این دنیام. تو باهام سرد شدی؟ من به تنهایی به رابطمون گرما بخشیدم. تو مقصدت شد دنیایی دور از من؟ من مقصدم شد دنیایِ خاطرات و مرور خاطرات تو. تو رنگ زندگیمو سیاه و سفید کردی؟ من تمام تلاشم این بود زندگیتو رنگی کنم. توی بحثامون همیشه مقصر تو بودی؟ من بودم که کوتاه اومدم و سوختم و ساختم. فرق ما زیاد بود و من زیادی دوست داشتم، ولی یچیزی! حقم این نبود که نداشتنت رو لمس کنم . .
- 1 پاسخ
-
- 8
-
-
-
اونجایی که یهو نگاش میکنی میبینی اونم داره نگات میکنه''
فندق پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در شعر و دلنوشته
☽︎دلبࢪشیࢪینَم☾︎ یجوࢪ؎☽︎دوستِداࢪَم☾︎ یجوࢪ؎دیوونَتم یجوࢪ؎☽︎بودَنت☾︎بࢪاملِذَتبَخشِمثلِیه لیوانآبخٌنکتو؎بیابونْ .! مِثل☽︎گٌلزَدن☾︎تو؎ثانیه ها؎اخࢪ باز؎ مساوۍ .! مثلِشوکآخرکهیهبیمارو☽︎اِحیا☾︎میکنھ .! مِثلِ باࢪونبࢪا؎گلۍکهآخࢪیننَفساشوتو پژمࢪدگۍمیکشهِ .! آࢪهمناینجوࢪ؎☽︎دوسِتداࢪمدِلبَࢪ☾︎- 1 پاسخ
-
- 7
-
-
قشنگی یه رابطه فقط اونجاش که انقد کنار هم میمونن با همه خوب بد رفتنا اومدنا میسازن که زمان در میره از دستشون عمرشون میگذره ولی هنوزم اون قشنگی کنار هم بودنو دارن>>
- 2 پاسخ
-
- 10
-
-
-
شدیدا نیاز دارم دوست داشته بشم نیاز دارم جملات قشنگ بشنوم نیاز دارم ساعتها بغل بشم نیاز به نوازش شدن دارم و میخوام همهی اینها رو فقط تو برطرف کنی. #شبتون_آبی :)
- 1 پاسخ
-
- 10
-
-
-
آخرین بار که من از ته دل خندیدم علتش پول نبود انعکاس جوک هر روز نبود علتش چهره ی ژولیده ی یک دلقک گیج یا زمین خوردن یک کور نبود من به من خندیدم که چونان دلقک گیج پای می لنگانم خنده بر لب دارم و دلم غمگین است
- 1 پاسخ
-
- 10
-
-
-
قلب من برای یک لحظه دست از تپیدن بردار. برای یک لحظه به من مهلتی بده. زمان پا به فرار گذاشته و من سردرگمم... میدانم که آن دلبر... آن بی مهری که بر تو فرمانروایی میکند، تورا به تشویشی انداخته است که حتی خود از آن بیخبری! از تو میخواهم صبور باشی، دست نگه داری و اجازهی دهی تا نفسی تازه کنم. قلب من! آرام باش که آن ویرانگر خود دلیل آرامشت است... برای چه خودت را به آب و آتش میزنی؟ برای چه تنت را با حصار استخوانیات خونین میکنی؟ آرام باش که او به سمتت میآید.
- 1 پاسخ
-
- 10
-
-
-
عشق بی دلیل می آید . . هیچ محدودیتی برای آن وجود ندارد، با پول نمی آید. با زیبایی گرفته نمی شود، با سِن سنجیده نمی شود، عشق سَرنوشت است..! محمود درویش
- 1 پاسخ
-
- 9
-
-
-
[دلبر] تو ویرانگر بودی و نمیدانستم؟ باید زودتر از اینها متوجه میشدم... باید متوجه میشدم زمانی که.... زمانی که نگاهت را به من میدوختی! امان از قلبی که میایستید و تماشایت میکرد.. امان از اشکی که فدایت میشد.. چه شد که ندیدی؟ دلتنگیم را لبخندم را شکستنم را.... دور شدی و نگاهت کردم. دور شدی و روحم را بردی. دور شدی و.... ویرانم کردی! حالا مرا ببین... که چطور ذره ذره جانم را میگیری، نفسم را میبُری، دلم را میبری... دلبر! تو ویرانگر بودی و نمیدانستم؟
- 1 پاسخ
-
- 8
-
-
-
