-
تعداد ارسال ها
5763 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
23
تمامی مطالب نوشته شده توسط kambiz_landar
-
قشنگ بود
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
مرسے
-
لایکے
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
آهنگ ملایم آهـــــــنگ هوروش بند به نام آدم دلتنگ 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ جدید
خاطرہ انگیز -
آهنگ ملایم آهـــــــنگ هوروش بند به نام آدم دلتنگ 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ جدید
قشنگ -
آهنگ ملایم آهـــــــنگ هوروش بند به نام آدم دلتنگ 🎵📣
kambiz_landar پاسخی برای نیلوفرآبی ارسال کرد در موضوع : آهنگ جدید
لایکے- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
●°طولانی ترین اسم دنیا؟!🤍●°
kambiz_landar پاسخی برای cursed angel ارسال کرد در موضوع : تصاوير و مطالب جالب
لایکے- 14 پاسخ
-
- 1
-
-
بهزاد آریش کمی بیشتر از دوهفته است که پدر شده. همسرش زینب ١٥سال دارد و خودش ١٣سال. از عمر ازدواجشان دوسال میگذرد. سواد ندارد و نمیتواند تخمین بزند همسرش فرزند چندم خانواده است یا متولد چه سالیست. در میدان شهر محل زندگیاش کارگری میکند. مرتب در طول گفتوگو تکرار میکند که زندگی سخت است و خرج، گران و از مسوولان کمک میخواهد. پاسخ خیلی از سوالهایم را با «قسمت است و قسمت بود» میدهد. مصاحبه با «پدری که در کودکی پدری میکند» را در ادامه میخوانید: چند سال داری؟ ١٣سال همسرت چند ساله است؟ ١٥سال. فرزندتان دختر است یا پسر؟ پسر است. چند روزه است؟ ١٧روزه. اسمش چیست؟ امیرصادق. چند وقت است که ازدواج کردهای؟ دوسال. خودت میخواستی ازدواج کنی یا با اصرار خانواده ازدواج کردی؟ هر دو، هم خودمان خواستیم و هم خانواده گفتند. دختر عمو پسرعموییم. اسمت چیست؟ بهزاد آریش. اسم همسرت چیست؟ زینب [...]. مگر دخترعمو پسرعمو نیستید؟ چرا نام خانوادگیتان فرق دارد؟ پدرم عوضش کرده است. درس خواندهای؟ نه، بیسوادم. همسرت چطور؟ درس خوانده؟ نهضت [سوادآموزی] میرفت. الان چطور؟ نه الان نمیرود. همسرت میتواند از نوزادتان نگهداری کند؟ نه مادرخانمم جورش را میکشد. تمیزش میکند. میشویدش و... . شغلت چیست؟ کارگرم. کجا کار میکنی؟ سر میدان میایستم. خرج زندگیتان درمیآید؟ خدا بزرگ است و کمک میکند، زندگی مان میچرخد. کجا زندگی میکنید؟ خانه مادر زنم. در پول آب و گاز و برق کمک میکنم اما باید اتاق اجاره کنیم. چون پدر زنم فوت کرده و پنج تا بچهاند. آنها هم چیزی ندارند. دیگر فرزندان مادر زنت چند سالهاند؟ آنها هم ازدواج کردهاند؟ ١٣ساله، ١٤ساله، ١٢ساله، ١٨ساله و ٢٠ساله. دوتا از دامادها هم با ما زندگی میکنند. همسرت فرزند چندم است؟ پنجم. اما تو که گفتی خواهر و برادر ١٢و١٣ساله دارد. یعنی آنها کوچکترند؟ نمیدانم. پدر و مادرت به شما کمک میکنند؟ کمک خرج عروسی مان را دادند، دیگر خودتان میدانید گرانی است. پدرت چکاره است؟ پدرم ٦٠سالش است. شغلی ندارد. قبلا فرش و قالیچه میفروخت اما حالا ناتوان شده و مستمری میگیرد و خرج میکند. شما چندتا بچه هستید؟ بابایم دوتا زن دارد. از زن اول پنج تا پسر و یک دختر دارد. مادر من زن دوم است و همین یکی هستم. خواهر و برادرهایم همه ازدواج کردهاند. مادرت چندسال دارد؟ ٣٥سال. کجا زندگی میکنید؟ کرمان، {...... }. برای عقدتان مشکلی پیش نیامد؟ چون سن تو کم است، نیازی به مجوز گرفتن نداشتی؟ نه راحت عقد کردیم. کسی چیزی نگفت. سخت نبود برایت با این سن کم ازدواج کنی؟ چرا اما فکر کردم بهتر از این است که معتاد شوم. «ول» شوم. آخر همه جوانها اینجا معتاد هستند. گفتم بروم دنبال زندگیام و سر و سامان بگیرم. کار کنم. درآمدت ماهانه چقدر است؟ ماهانه نیست. روزی است. روزی ٣٠هزارتومان اما یک روز است، ١٠روز نیست. با این درآمد میتوانی هزینههای پسرت را تامین کنی؟ کم است اما پدر و مادرم کمک میکنند، مادر خانمم مستمری میگیرد. مادر خانمت خرجی از کجا میآورد؟ پدرخانمم عمل قلب باز کرد اما فوت کرد. برج هشت. مادرخانمم دنبال کارهای مستمری است اما هنوز هیچی بهش ندادند. پدر خانمت چه کاره بود؟ او هم کارگر بود. دوتا زن و ده تا بچه دارد. آنها هم زندگی شان پر از مشکل است. همه در زندگی شان مشکل دارند. همسر دوم عمویتان چند ساله است؟ ٣٢ سال. سه دختر دارد. آنها شیراز زندگی میکنند. عمویت که بیمار بود و خرج زندگیاش درنمیآید چطور دوبار ازدواج کرد؟ آنهم در شیراز؟ قسمت خدا بود خانم. هیچکس نمیتواند جلوی قسمت را بگیرد. هیچکس نمیداند. از زندگی چه میخواهی؟ اینکه نانی دربیاورم و با زن و بچهام بخورم. بتوانم خانه بخرم. همین. دوستداری بچهات چه کاره شود؟ دوست دارم باسواد شود. کاری کند که به او افتخار کنم. میخواهی چندتا بچه داشته باشی؟ با این وضعیت خرج و گرانی، همین یکی را بزرگ کنم به سرانجام برسانم بس است. خیلی مشکل داریم. حس میکنم سخت است؛ زندگی سخت است. بچه کوچک و مریضی و بدبختی. خانه میخواهیم. آوارهایم. کمک میخواهیم اگر مسوولان کمک کنند ممنونشان هستیم. چشم ما به دست آنهاست و دست آنها در دست خداست. کمک کنند خانهای بسازیم و زندگیای به هم بزنیم. خانه خانواده خانمتان کجاست؟ خانواده خانمم در یک پارکینگ زندگی میکنند. وسایل گرمکننده و سردکننده دارید؟ بخاری نداریم. یک اجاق گاز است که همیشه وسط اتاق روشن است. وسایل خانه چطور؟ یخچال؟ تلویزیون و...؟ یخچال داریم اما تلویزیون نه. چند نفر در آن پارکینگ زندگی میکنند؟ هشت نفر خودمانیم، سه تا داماد و سه تا دختربچه یکی از دامادها. متولد چه سالی هستی؟ نمیدانم به خدا متولد چه سالی هستم. همسن و سالها و دوستانت تو را میبینند چه میگویند؟ چه کار میکنند؟ همسنوسالهایم بازی میکنند. مدرسه میروند. هیچی نمیگویند. خدا قسمت کند موفق شوند. اگر هم چیزی بگویند میگویم قسمت بود. قسمت بود زود عروسی کنم و خدا زود بهم بچه بدهد. دوست داشتی الان مدرسه میرفتی؟ بله، دوست داشتم باسواد بودم، اما چون زیر دست نامادری بودیم مارا مدرسه نگذاشتند. مادرت کجاست؟ مادرم طلاق گرفت و رفت. آنها پیر بودند. در روستا زندگی میکردند. امکانات نبود. حالا چندسالیاست آمدیم شهر و امکانات هست.
-
- 1
-
-
تنــهایـــی یعنــــی... ارتــــش تــــک نـــفره!!! هيچ شباهتی به يوسف ندارم... نه رسولم,نه زيبايم,نه براي كسي عزيزم,نه چشم به راهي دارم... فقط... در " چاه " افتاده ام!!! آدمک آخردنیاست بخند... آدمک عشق همین جاست بخند... دسته خطی که توراعاشق کرد... شوخی کاغذی مابودبخند... آدمک خرنشوی گریه کنی... کل دنیا سراب است بخند... آن خدایی که بزرگش خواندی... به خدامثل توتنهاست بخند... چه پـــــر جـــــرأت و مغـــرور مـی شــود در بـرابــرت کســـی که مـــی فهمــــــد از تـــــــه دل دوسـتــــش داری .... ! هــــه..لــعنــتــی!!! میشود کمی حرف بزنیم ؟ دلـــــم .... برای لبخند های یواشکیت پشت تلفن تنگ شده ... ای دوست داشتنی ترین مغرور دنیا هر که می خواهی باش این عادت مشترک انسانهاست تو نیز... روزی , ساعتی , لحظه ای احساس خواهی کرد که... هیچکس دوستت ندارد...! دِلم یک حِس و حالِ خوب میخواهد... به یک حِس و حالِ خوش نیازمندیم! دستم به سمت تلفن می رود و بر میگردد مانند کودکی که به او گفته اند شیرینی روی میز برای مهمان هاست.... چـه قــدر زبـان نـفهم اَند مـو هـایــَـم ... دسـت هـای تـو را از کــُـجاااااا بــیاورم !! هنوزهم مثل انشاهای دوران دبستان بانتیجه گیری مشکل دارم!!! چرا رفتی........؟؟؟ چه نامردیست روزگار.... حالاکه پرازحرفیم... دیگرزنگ انشا نداریم؟؟؟ زیـــــــرِ آوارِ دلـتــنــگـــی لــه شـــدن هـــم عــــالمـــی دارد!!! تاب تاب عباسی یادش بخیراون بازی هربارقسم می دادم خدامنو نندازی.... اما الان... تاب تاب عباسی خدا خستم از بازی دنیاچقدتابم داد کاشکی منو بندازی...!!! دســتـــهایش با من . . . چـــــشــــمهایش در خیابان . . . دلـــــــــــــــــــــــش . . . این یکی را نمیخواهم بدانم . . . ! یخ کرده ام از تنهایی... خورشیدم انگار سرگرم سرزمین دیگریست !!! خیلی دلم واسه خودم سوخت... وقتی جواب همه احساس وعشقم شد یه جمله و کوبید تو صورتم... مگه چیزی بین ما بوده؟؟؟ یکی بود... یکی نبود؟؟؟ نه.یکی بود با دونفرم بود!! هه!لعنتی!! من ازتوهیچی نمیخواهم فقط... فقط به آن لعنتی که عاشقانه دوستت دارد بگو... حلالم کنداگرهنوز شب ها بایادتو میخوابم!!! دلم آغوش آن نامحرمی را می خواهد که... محرم بودنش را خودم میدانم و دلم...! بچه ها ببخشید اگه تکراریه نظرو و سپاس کو????????
- 2 پاسخ
-
- 4
-
-
-
اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ی دختر هاے ایرونے...بیا داخل
kambiz_landar پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی آزاد
اخیرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ی دختر هاے ایرونے در زبان فارسی ( پ ) و ( خ ) می باشد،باور ندارید متن زیر رو بخونید!!! مثلا : دوست دارندکه ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پراید ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ( پسرا)بهشون بگن دوست دارم بعد(خر)میشن!..- 3 پاسخ
-
- 4
-
-
-
-
سلام بر تو میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم شایدم نشناختی، منم غضنفر آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟ امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟ ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟ خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم. از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم. یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم عشقم هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟ راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مجه نه!؟ یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟ ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟ ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر! یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه! چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی. راستی من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر! خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک! بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم
-
- 3
-
-
زیبااا
-
بیااااااااااااااا ببینم خجالت نمیکشے بے حیا نچ نچ نچ
kambiz_landar پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی آزاد
سلام...خوبے؟خوشے؟سلامتے؟چیکارا میکنے؟اممممممم...خوب میدونے چیه؟!میخاستم یه چیزے بهت بگم....خیلے وقته این حرف تو دلم مونده بود...اخه....خجالت میکشم میدونے که من یکم خجالتے و کم رو هستم....ببین میدونم...میدونم شاید با این حرفم ناراحت بشے....میدونم شاید درست نباشه که بهت اینو بگم....ببین خیلے هم نگران نشو هاااااااااا...چیز خیلے خاصے نیست....اما میدونے که....ببین این چیزیو که بهت میگم به دل نگیریا...خودت که میدونے چقدر دوستت دارم!!!!فقط....شرمنده...ببخشید....امیدوارم منو ببخشے...فقط میخام در جریان باشے....خب بالاخره باید بدونے مردم پشت سرت چے میگن....ن؟؟؟؟خواهش میکنم باهام قطع رابطه نکن عزیزم....ولے اگه چیزے که میپرسم راست باشه من باهات قطع رابطه خواهم کرد...دوست بے تربیت نمیخوام...واقعا که باعث تاسفه....خب حالا از حاشیه ها بگذریم میخاستم بدونم راسته که تو بدون لباس حمام میکنے؟ . . . . . . . . .. . . .. . . . .. . . . . فراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار هر فوشے بدے خودتے -
عالیے
- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
خیلے قشنگ
- 9 پاسخ
-
- 1
-
-
دانلود آهنگ بگو باران ببارد که عطرت را بیارد آرون افشار
kambiz_landar پاسخی برای 彡Mr AlirezA彡 ارسال کرد در موضوع : آهنگ جدید
خیلے قشنگ و خاطرہ انگیز -
نظامی که نتیجه رای بی سوادانه
kambiz_landar پاسخی برای Aftaabgardaan ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
تنکس- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
خیلے باحاااال بود
-
لایکے لایک
- 2 پاسخ
-
- 2
-
-
-
انفجار نور یک کشور رو سوزوند
kambiz_landar پاسخی برای Aftaabgardaan ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
لایکے -
لایکک
- 3 پاسخ
-
- 1
-
